همه جای ایران سرای من است
محمد علی علومی* Mohammad Ali Oloomi

الف – شوخی و مزاح با اقوام , در ادبیات طنز ایران و جهان سابقه ای قدیمی دارد. عبید زاکانی بارها همولایتی های خود , اهالی قزوین را در معرض مزاحهای خود قرار می داد و در موش و گربه اش به کرمانیها از منظر همان مزاح گوشه چشمی داشت. مولانا نیز از این دست مزاحها دارد. در ادبیات طنز دیگر ملتها هم از این نوع شوخیها با اقوام رواج عام دارد اما حیرت انگیز است که هیچوقت و هیچ جا , تمام کاسه , کوزه ها برسر طنازی کاریکاتوریست چنین نشکسته است, چرا؟
ب – آنوقت آدمی هیچکاره مثل من که گاهی برای خودش خیالاتی می بافد , با خود می گوید که ای کاش این شعر حکیم در هزارسال پیش را از یاد نمی بردیم : « که ایران سراسر سرای من است » و البته شوخی است که آدمی مثل من که پس از زلزله دهشتناک بم , خود و باقی همشهریهای بازمانده اش در معرض توهینهای جدی از جانب معدودی قرار گرفته بودند که , فی الجمله اینها گناهکار بودند و مستوجب عقاب و مکافات , حالا البته باز به تاکید می گویم که خیلی شوخی است که آدمی همچومن بنشیند و با خود خیال ببافد که حکم حکیم فردوسی هنوز هم راهنمای خیلی هاست که بطور رسمی و غیر رسمی , مسئولیتی برعهده دارند تا شاید بعد از این دیگر شاهد نباشیم و نشنویم که گاه و بیگاه از این جا و آن جای این میهن پیر و پهناور , فریاد قومی از میان اقوام فراوان ایرانی بر می خیزد که : ای داد! و با این همه از همه بی گناهتر, هنرمند طناز کاریکاتوریست است که نامش ماناست.
پ – و آنوقت این آدم که متین و معقول و نجیب است چه بهره می برد , فی المثل , زبانم لال اهانت به قومی از مردم هموطن خود که رنجها و امیدهای مشترک دارند.
ت – نیکلای گوگول در ابتدای خیلی از داستانهای کوتاهش می نوشت : در یکی از اداره ها . . . و یا یکی از اصناف پایتخت . . . و می ترسید از داوری عوامانه کسانی که می پنداشتند به شخص آنها توهین شده است . آقایان و خانمها , میهن ما در شرایط حساسی به سر می برد در هر مقام و موقعی که هستیم حاکم و یا محکوم ؛ می باید که علاوه بر پارسی , خرد ورزی را نیز پاس بداریم و حقوق همدیگر را رعایت کنیم و با این همه انگار هیچ دیواری کوتاهتر از دیوار اندیشه و هنر نیست و با این همه از همه بی تقصیرتر , ماناست زیرا , همان که در ابتدا گفتم : مزاح , سابقه قدیمی در ادبیات طنز ما و جهان دارد.
* نویسنده و طنزپرداز
|