تقديم به مانا نيستاني و مهرداد قاسمفر

فاطمه قدیانی
Fatemeh Ghadyani
تقديم به مانا نيستاني و مهرداد قاسمفر كه مدتي است نه روزهايشان آفتابي به خو د ديده است نه شب هايشان مهتاب و ستاره اي.لحظه هايي سخت را مي گذرانند،خواب هاي خاكستري دارند نه سفيد و روشن.
تقديم به نزديكان مانا و مهرداد كه اين روز ها چشم هايي دارند باراني،انتظاري مي كشند غريب،نذر هايي دارند بي پايان، دل هايي  دارند بي قرار


بهانه دل
 
 
دلم براي دو چشمت بهانه مي گيرد
در انتظار طلوعت زبانه مي گيرد
ز كوچه ها،زغزل،از تمام پنجره ها
سراغ نام تو را عاشقانه مي گيرد
تمام آينه ها باز،از تو مي گويند
به شوق روي تو باران،ترانه مي گيرد
ز كوچه هاي غزل،بوي گريه مي آيد
و بي تو بغض دلم را نشانه مي گيرد
چه انتظار غريبي،چرا نمي آيي
غروب دل خسته ام كرانه مي گيرد
هواي اين دل تنگم دوباره باراني است
حضور ساده غم را بهانه مي گيرد
در اين شب،اين شب ترديد و بغض و دلتنگي
ستاره هم ز غمت سر به شانه مي گيرد
در انتظار حضورت بهار زندگي ام
دلم سراغ تو را جاودانه مي گيرد...