پای من و گلیم تو!/سارا کارگر بلداجی

www.otagheshishei.blogfa.com
 
صد دفعه بهت گفتم این گلیم واسه پاهای من کوتاهه.هی گوش نکردی تا آخر عالم و آدم فهمیدن که پام رو از گلیمم درازتر کردم.خوب شد؟! حالا پای تو هم گیره.بهت گفتم که تو آتیشش تر و خشک باهم می سوزن.نگفتم؟!
خدا رحم کنه...حالا یا پارو قطع میکنن,یا گلیمو...انتظار معجزه ندارم,گلیم دیگه درازتر از این نمیشه,جمع میشه! بهترین و خوشبینانه ترین حالتش هم همینه.جمعش کنن.اون وقت باید یه لنگ پا وایسم و صبر کنم.تا کی تقی به توقی بخوره و بشه یه گلیم دیگه دست و پا کرد! یه مشکل دیگه هم هست,پای من تو رشده .باید دعا کنم تا اون موقع خیلی درازتر از این نشه .ظاهرا گلیم های تو بلندتر از این نمیشه،چندین ساله همین اندازه است.دوباره روز از نو و روزی از نو.
همون طور که بارها گفتی مشکل خودمه!خودم هم یه فکری کردم, می خوام بی خیال گلیم شم .آره,این همه نشستم کجا رو گرفتم.بالاخره که باید یه روز حرکت کرد.می دونم زوده اما چاره ای نیست. فوقش زودتر میرسم دیگه!؟عوضش دیگه دغدغه ی پا و گلیم رو ندارم. 
تصمیمم رو گرفتم.درست  از اون روزی که مجبور شدم گه گاهی پامو جمع کنم که کسی نبینه از گلیم زده بیرون...با خودم گفتم اگه روزی روزگاری قضیه لو رفت ....
حالا هم همون روزه.تو هم دیگه خود دانی.از اولش هم حدس می زدم که پای من وگلیم توبا هم جور در نمیان!