Hadi Heidari’s article
2006-05-23
Hadi Heidari

 
زنگ خطر برای کاریکاتوریست های ایران/یادداشتی از هادی حیدری
1385-03-02
هادی حیدری

هنوز زمان غریبی از تعلیق دانشجوی نیشابوری از تحصیل به جرم انتشار کاریکاتور پرزیدنت احمدی نژاد بر روی جلد یک نشریه دانشجویی و تعطیل آن مجله نمی گذرد که ماجرایی تازه، دوباره پای کاریکاتور را به میانه میدان کشیده است.
انتشار یک کاریکاتور روی جلد روزنامه ایران(جمعه) و جنجال های متاثر از آن در حال ورود به ابعاد تازه ای است.
در ماجرای اول قصد نوشتن مطلبی را داشتم که به دلایلی از آن حذر کردم ولی داستان تازه ای که در حال وقوع است، مرا برآن داشت تا نکاتی را یادآور شوم:
1- هر کسی در هر لباس و پوششی ، زمانی که در جایگاه اجرایی و به عنوان یک مسوول مملکتی قرار می گیرد  باید نقد شود.
اصولا نقد منصفانه به سود هرفردی است که مسوولیتی می پذیرد و به لوازم آن نیز تن می دهد.
کاریکاتور از ظریف ترین و موشکافانه ترین زبان ها برای نقد قدرت و صاحبان آن است.
به نظر می رسد مسوولین نظام باید صاحبان این هنر را مورد تکریم قرار دهند و از آنان بخواهند تا به عنوان چشمان بیدار جامعه به نقد عملکرد آنان پرداخته و قصورشان را به شکلی مرتب و از طریق کاریکاتور گوشزد کنند.
حال در عجبم که یک نشریه دانشجویی به جرم چاپ کاریکاتوری از رییس جمهور که ماه ها قبل عینا روی جلد ماهنامه "گل آقا" منتشر شده بود بسته می شود و دانشجوی مسوول آن نشریه از تحصیل در دانشگاه معلق می شود و هیچ واکنش رسمی را از آقای احمدی نژاد نمی بینیم.
جناب آقای احمدی نژاد!
مایلم در این جا به عنوان یک کاریکاتوریست هموطن که دلش برای آینده ایران می تپد با شما سخن بگویم!
در تمام کشورهای پیشرفته دنیا، بالاترین مقامات مملکتی از طریق کاریکاتور به چالش کشیده می شوند و مورد نقد قرار می گیرند. در کجای دنیا به یاد دارید که کاریکاتور،موجب فروپاشی نظام ها شده باشد؟ آیا فعال بودن کارتونیست ها و خلق آثار کاریکاتور در تمامی این کشورها یک پز صرفا سیاسی است یا از ظرفیت نقدپذیری آنان حکایت می کند؟
کاش دیده باشید عکسی را که غول های کاریکاتور چهره در فرانسه، کاریکاتور فرانسوا میتران – رییس جمهور فقید فرانسه- را کشیده و در حال نشان دادن آن به میتران، بدون هیچ واهمه ای ایستاده اند.
آیا میتران تحقیر شد و یا کاریکاتور تغییر شکل یافته خود را به یک بوقلمون، توهین به خود تلقی کرد.
آقای رییس جمهور!
شما باید افتخار کنید که در دوران مسوولیتتان، کاریکاتوریست ها آزادانه به نقد عملکرد شما و دیگر همکارانتان در دولت و سایر مسوولین اجرایی کشور بپردازند و ذره ای تردید و ترس و دلهره به خود راه ندهند که فردا روزی مورد تهدید و فشار قرار بگیرند؛ نه آن که در دوران شما نشریه ای به جرم چاپ کاریکاتورتان بسته شود و دانشجویی در تعلیق به سر برد!
کاریکاتور یک هنر والاست که قصدش توهین نیست بلکه نقدی است به قصد اصلاح!
من از شما می خواهم تا با برطرف کردن محدودیت ها میزان سعه صدر خود و همکارانتان را نشان داده و در گام اول، مشکل پیش آمده برای دانشجوی نیشابوری و نشریه مذکور را برطرف نمایید

2- اعتراضات اولیه پیش آمده در ماجرای کاریکاتور منتشر شده بر روی جلد روزنامه "ایران جمعه" قابل درک است ولی ادامه آن ها و پیچیدگی جریان، نگران کننده و حتی جهت دار به نظر می رسد.
استفاده از لهجه و گویش شهرهای مختلف امری عادی در میان مردم است. قصد دفاع از عمل کارتونیست روزنامه ایران را ندارم اما آن را حرکتی از روی سهو می دانم و این میزان واکنش در قبال مسئله ای در این سطح را نه طبیعی و نه عادی می پندارم!
جالب تر از آن واکنش آقای باهنر(نماینده مردم تهران در مجلس) به این ماجراست که آن را توطئه ای از خارج هدایت شده اعلام می کنند.
در حالی که اتفاقات عجیبی همچون حادثه قتل عام "تاسوکی" و ماجرای کشتار جاده بم- کرمان، به حد کافی امنیت داخلی کشور را مورد تهدید قرار داده است، دامن زدن به ماجرای کوچکی چون چاپ کاریکاتور مذکور، به چه جریاناتی کمک خواهد کرد؟
آیا به صلاح است اتفاقی که می توانست با یک عذرخواهی کوچک خاتمه یابد، تبدیل به یک معضل ملی شود؟
از هموطنان آذری زبانم درخواست می کنم در زمانی که کشور در شرایط حساس فشارهای بین المللی، بیش از هرچیز به آرامش و سکوت نیازمند است، با بزرگواری خود به این قبیل اتفاقات کوچک دامن نزنند و بردباری پیشه سازند.
با شناختی که از کارتونیست طراح آن کاریکاتور دارم، به یقین باور دارم که هیچ عمدی در کشیدن آن اثر نداشته است.

از زاویه دید یک کارتونیست، جریانات پیش آمده چندین ماه اخیر که کاریکاتور از پایه های اصلی آن ها بوده است احساس می کنم نیرویی درنظر دارد تا با اثبات این نظر منحرف که کاریکاتور، یک توهین آشکار است، فضای موجود برای کاریکاتوریست های ایران و آثارشان را محدود کرده و آن را منحصر به نمایشگاه ها و فستیوال ها کند. کاریکاتور هنری نقاد است که خاستگاه اصلی اش روزنامه ها و مجلات اند و در صورت محدودیت، صرفا به هنری تزیینی و مداحانه تبدیل خواهد شد.





سحر مستوفي: جناب آقاي شهرياري! اگه مانا نيستاني از زبون سوسكه به فارسي مي نوشت: "چي؟" اتفاقي نمي افتاد چون فارسي زبان رسمي و همگاني اين كشوره. ولي فرض كنين اين اتفاق در كشور دو زبانه مثل كانادا رخ مي داد. اين طنز به زبان انگليسي بود و از زبون سوسكه كلمه اي فرانسوي به كار برده مي شد. فكر مي كنين فرانسوي زبانان اعتراض نمي كردن؟ چرا راه دور بريم؟ اگه همچين طنزي توسط يه كارتونيست خارجي اجرا مي شد و سوسكه فارسي زبان بود ماها چه برخوردي مي كرديم؟ مانا مي تونست به جاي لغت تركي يا هر زبان زنده ديگه اي از يه لغت من درآوردي استفاده كنه. در اينكه همچين شوخي هر چند سهوا اصلا دلنشين نيست جاي بحث نيست. ولي در اين شرايط بهتره نمك روي زخم نپاشيم و اجازه نديم زندان ها رونق بگيرن.
حمید: دارن خودشون جو سازی میکنند البته با دست گذاشتن بر آئین مردم
حرف خانم مستوفی رو نیز قبول دارم
از زمانهای دور در تاریخ هست که بر سر ما باید چماق و زورباشه و همچنان ادامه خواهد داشت

وا قعا گفته اشتراوس راسته که میگه

آرامشی که به قیمت ناراحتی دیگران حاصل شود به جنگ مبدل خواهد شد

زیتون: ترک‌ها خیلی غیور و مبارزن. منتظر بهانه‌ای بودن برای اعتراض و تظاهرات. اما نباید کاسه کوزه‌ها سر هنرمندایی مثل مانا نیستانی عزیز شکسته بشه!
امیدوارم که رهبران شورش‌ها این مسئله رو به مردم عامی هم تفهیم کنن که خدای نکرده گزندی بر مانا نرسه
مریم: چه زود حریم ها شکست ... چه زود مانا عامل استکبار جهانی شد ... دهکده جهانی .... عصر ارتباطات !
عباس شهرياري: راستي اگر به زبان فارسي مانا مي نوشت : يعني چه ؟؟؟ فارسها بايد كجا رو خراب مي كردن . شنيدم مهران مديري هم به تازگي گفته :‌ايني كه تركها ميگن يعني چه ؟؟؟؟
مهرو: واقعا چنین است به نظر من این بهانه ای بیش نبود برای آذریهای عزیز ولی ای کاش مردم ما برای مسایلی مهمتر وحیاتی تر اینگونه واکنشهای آنچنینی نشان میدادند..............
مهسا: یک مقدار د رمورد عوامل و شرایط کار کاریکاتو ر بگو اینکه چنین حوادثی اصلا امکان پیش بینی دارد یان نه و نمونه هایی که مسبوق به سابقه بوده و تفاوت آن بیبا کار مانا نیستانی و...اصولا خطوط قرمزی کار شما چگونه تعیین میشود من فکر می کنم کارکاریکاتور درروزنامه در روزنامه نگار ی ایرانی و فضای فعلی بسیار سخت تر از نوشتن است و خطوط قرمزش ناپیدا تر چون همه انچه باید گفته شود در یک تصویر باید خلاصه شود و تصویر کوتاه و موجز است . از ابزار کار یک کاریکاتوریست و اینکه کی کاریکاتوریست هنگام طراحی باید به چه قکر کند و به چه فکر نکند این خطوط تا چه اندازه در کار شما مشخص است مثل کایکاتورمانا نیستانی آیا بوده از این دست که آب از آب تکان نخورده باشد
مرجان حاجي رحيمي: متاسفم که تو این مملکت ظرفیت آدما این قدر کمه!
آيدين: دهها سال است كه به تركها توهين مي شود و حقوق اوليه آنها من جمله آموزش زبان مادري ميليونها كودك ادا نشده است و بدبختانه خودباختگي تا آنجا فرا رفته كه يك كاريكاتوريست ترك همزبانش را به سوسك تشبيه مي كند!
تركها سعه صدر زيادي تا بحال نشان داده اند؛ ما تركها مي خواهيم اين اشتباهات حتي بسيار جزئي، تكرار نشود!

یاشار: آقای حیدری! تحقیر و توهین به لهجه و گویش شهرهای مختلف که به زعم شما کاری رایج و عادی ست آیا کاری درست و مجاز هم هست؟ آیا وظیفه مطبوعات تقلید از جریان های موجود است یا نقد آنها و نشان دادن کجی از راستی.
می توانید لطف کنید و بگویید آذری ها و دیگر اقوام تا چه زمانی باید صبور باشند ؟ اصلا به چه دلیلی یک آذربایجانی باید نگران شرایط بین المللی جامعه ای باشد که به زعم شما توهین و تمسخر زبان و فرهنگ و هویتش در آن امری عادی شده است؟
پیشنهاد می کنم فقط از دیدگاه صنفی به این ماجرا ننگرید! شاید این نوشته اتحادیه جمهوری خواهان کمکتان کند تا از دیدگاهی دیگر به این ماجرا بنگرید:
"تبدیل زبان و فرهنگ بخشی از مردم ایران، به موضوع طنز ، در یک روزنامه رسمی و ارگان دولتی، در کشوری که بخش بزرگی از مردم آن محروم از آموزش زبان مادری خود هستند و هر تلاش فرهنگی با سرکوب و سانسور مواجه است، در واقع نیشتری بر یک زخم کهنه بود. اعتراضات همین چند روز نشان داد که حساسیت نسبت به هویت های فرهنگی در کشور ما تا چه حد گسترده است. واکنشی که طنز توهین آمیز روزنامه ایران بر انگیخته است، بیان آشکار انبوه معضلاتی است که در بطن جامعه ما وجود دارد. مطالبات و حقوق منکوب شده ای که تنها تلنگری برای سرریز شدن آن ها کافی است.آن چه در روزنامه ایران، منعکس شده، جدا از این که چه انگیزه ای پشت آن نهفته است، بیان حضور ریشه دار سنت جان سختی است که تحقیر فرهنگ، مذهب، مرام و حتی زبان و گویش دیگران جزئی از وجود آن است. فرهنگی که تنوع در جامعه را بر نمی تابد و در توهم ایجاد یک نظام بسته و تک صدائی هر روز به انحاء مختلف به ایجاد شکاف های جدید در جامعه و تعمیق آن ها دست می یازد. "
این هم حق مسلمی که سالهاست از آذری ها ، کردها ، عرب ها و ... به ناحق دریغ شده است:
«زبان و خط رسمی و مشترک مردم ايران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی بايد با اين زبان و خط باشد ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدريس ادبيات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.»
اصل پانزدهم قانون اساسی


sadegh karaei: من نمیتونم بفهمم تبریزیها برای چی باید
بانکها ومغاره های شهر خودشونو به اتیش بکشن
ونیروی انتظامی هم بی تفاوت اونها رو نگاه کنه؟؟؟؟
ميلاد: متاسفم برا همه هم ما هم شما هم اونا
ملت كاريكاتوري تاريخ كاريكاتوري سياست كاريكاتوري و

محاكمه هاي كاريكاتوري...



سيامک قاسمی: کاملا موافقم هادی جان ! سپاس بخاطر این نگاه دقیق نقادانه . من هم حس می کنم دوستان دولت خدمتگزار پارامتر های حفظ امنیت را در طرح های صفحات میانی روزنامه ها دنبال می کنند و نه در قتل عام هموطنانمان !
نيلوفر: اين روزها قابل پيش بيني بود.متاسفم
سحر مستوفی: بیچاره مللتی که بزرگترین معضلش کاریکاتور باشه! به عنوان یه آذری زبان متاسفم و امیدوارم مانا نیستانی هر چه زودتر آزاد بشه که اسارت حق هیچ انسان آزاده ای نیست.
مهدی المثنی:
سلام. من پیشنهاد می کنم، هموطنان فارسی زبان هم یک اجتماع اعتراض آمیز راه بیاندازند که چرا این "نصرالله منشی" جسارت کرده و در کتاب "کلیله و دمنه " به حیوانات پس فطرت! داستانش زبان فارسی بخشیده....برویم از گور در بیاوریمش ... اصلا این انتشارات دانشگاه تهران را آتش بزنیم که 40 سال پیش این کتاب توهین آمیز به جماعت فارس را چاپ کرده... موافقان قیام کنند!
مهدی: جناب حیدری اگر در مورد ارتباط خارجی این ماجرا شکی دارین التماس میکنم به چند سایت تجزیه طلب طرفدار جمهوری آذربایجان بدبخت یا همان ایران شمالی بیاندازید که ببینین این از خدا بیخبرها با آن پرچم کذاییشان چگونه این ماجرا را به بوق و کرنا میکنند و چگونه با چند سایت و شبکه ماهواره ای ملت را تحریک میکنند.... گزارش لجظه به لحظه جریانات از طریق چند سایت و به آتش کشیدن اتوبوسها و بانکها و ماشین ها در تبریز نه به گردن آقای باهنر است و نه مردم تبریز ... جز عوامل خارجی شناخته شده کدام احمق میاید به جای آتش زدن دفتر روزنامه ایران به بانکهای شهرش آتش بزند و مغازه همشهریش را آتش بزند و به 50 نفر از هم وطنانش آسیب جدی برساند.. ما آذریها خوب میدانیم نطفه ی این قضایا از کجا آب میخورد.. نه مانای بیچاره تقصیر دارد و نه آذریها.. بلکه سیاست غلط 10 ساله دولت در برخورد با عوامل جمهوری آذربایجان مارو بدبخت کردند... کافیه مرز ایران با آذربایجان بسته بشه و کنسول ارمنستان در تبریز افتتاح بشه تا این احمقها به غلط کردیم بیفتند و قدر سعه صدر ایرانیها را بدانند.. جناب حیدری خبر دارین در تمام وزارتخانه های آذربایجان دفتری به نام آذربایجان جنوبی (مناطق ایرانی) تشکیل شده؟ --- خدا از مسئولین ما نگذره اگر ساده از این قضایا رد بشن... موفق باشین..یا حق
سارا.ک.ب: با توجه به اتفاقات زنجیره وار اخیر.قابل پیش بینی بود.مردم دارن به کاریکاتور حساس میشن....
فواد خاک نژاد: قبول دارم . توجه کنید آقای رئیس جمهور !

نظرات شما پس از مشاهده توسط مدیر سایت منتشر خواهند شد.


نام:

ایمیل:

وب سایت:


متن پیام:








آنتی خشونت/ کارتونی از هادی حیدری 1388-11-20 Anty violence/ a cartoon by Hadi Heidari
مناظره/ کارتونی از هادی حیدری 1388-11-04 Discussion/ a cartoon by Hadi Heidari
حالا پرواز کن!/ کارتونی از هادی حیدری 1388-10-29 A cartoon by Hadi Heidari
صلح سبز/ کارتونی از هادی حیدری 1388-10-23 Green Peace/ a cartoon by Hadi Heidari



خوشه بندی یارانه ها برچیده شد/ کارتونی از جمال رحمتی 1388-11-20 A cartoon by Jamal Rahmati
ریشه کنی/ کارتونی از حسین صافی 1388-11-20 A cartoon by Hossein Safi
آنتی خشونت/ کارتونی از هادی حیدری 1388-11-20 Anty violence/ a cartoon by Hadi Heidari
گوسفند متفکر!/ کارتونی از محسن ظریفیان 1388-11-18 A cartoon by Mohsen Zarifian
بازی با حلقه دار/ کارتونی از مرتضی خسروی 1388-11-18 A cartoon by Morteza Khosravi
آدم دودی/ کارتونی از علی درخشی 1388-11-18 A cartoon by Ali Derakhshi
آزادی بیان/ کارتونی از محمدعلی خلجی 1388-11-17 A cartoon by Mohammad Ali Khalaji
پیشتازان فضا/ کارتونی از کیوان زرگری 1388-11-17 A cartoon by Keyvan Zargari
خوشه بندی یارانه ها/ کارتونی از حسام فطرتی 1388-11-17 A cartoon by Hesam Fetrati
افزایش قیمت طلا و نفت در کارتونی از جمال رحمتی 1388-11-17 A cartoon by Jamal Rahmati