![]() |
| CONTESTS | SYNDICATES | ANALYSE | GALLERY | NEWS | BOOKS | CONTACT | LINKS | ABOUT US | ||||||||
|
|
| NEWS |
| COMMENTS |
|
سارا.ک.ب: خانم عادلی...جانا سخن از زبان ما میگویی! سارا شايسته وفا: امروز آذربايجان فردا كجا ؟ تا كي ايراني قرباني سياست شود ؟ آريانا: خانم عادلي..دوست عزيز..درباره محتوا و موضوع مطلب سخني ندارم چرا كه بوي تكراري دلسوختگي است و تلاش براي تبديل قلمي شيوا و روان به شمشيري بران..اما من و شما ميدانيم كه اين شمشير ديگر برنده نيست اگر اصلا هنوز شمشير باشد..ديگر نميدانم نگاه به تقلاي مازوخيستيك قلم بدستان دل شكسته و قلم شكسته بيشتر خنده دار است يا گريه دار كه چون نگاه به تقلاي موري است بهر بركشيدن باري بر ديوار صاف..لبان همگان بر همتش آفرين گويد و دلان همگان آگه است از آبي كه در هون كوفته مي گردد..اما ميدانم كه آنرا صد شرف است بر ورود به بازي كودكانه قلم فروشي به بهانه زنده نگاه داشتن قلم..نواي قلم كهنه شكسته به جور هنوز بسيار دلنشين تر از صداي قلم نوي گرانبهاي پيشكشي جابران است..اين بوي تند نو بودن خفه كننده است... khorshid_sozam: من تصور میکنم که اگر ما شورش بکنیم به ما میگمویند که ما واقعا تروریست هستیم به مسعولان چارهی بیندیشند واین گونه غوغا بر÷ا نشه اما این کار را نمی کنند وفقط بلدند کتک برنند پیام: از اين مغاک سياه و تنگ بي خنده ، پس پرده ي فراموشي ها و نيرنگها و بهانه ها ، سبزي راغ خاک بابک خرمدين کمي پيداست. آفرين بر دليري و خردمندي و هشياري... سحر مستوفي: اسب ها تو سر بالايي وقتي زير بار به شون فشار مياد همديگه رو گاز مي گيرن. كاشكي ما ايراني ها كمي با اسب ها فرق داشتيم! سام: با سلام نسبت به همه افراد ترک زبان اعتراض شما به نادیده گرفته شدن حقوق شما کاملاً صحیح است ولی چرا به صداسیما برای اون یارو جان نثاریا این میان برنامه و...چیزهای دیگه که هدفشان تمسخره یا بعضی کاریکاتورای که صفحه آخر مجله های (...)چراغ که واقعاً شورشو درآورده اعتراض نکردید؟ بهرام: با سلام خانم عادلی یادداشت تان را خواندم بسیار ایده آل بود زیرا که در آن عباراتی مانند "دوری از تعصب و زشت بودن نابرابری و ..." موج می زد. دوست عزیز من به عنوان یک ترک ایرانی صحبتهای شما را بسیار منطقی و بدور از منطق و یا خیالپردازی ارزیابی می کنم و نکاتی چند وجود دارد که جسارتاً خدمت شما و خوانندگان سایت عرض می کنم: بعضی از ارزشها هستند که پایبند بودن به آنها را نمی توان در ترازوی تعصب سنجید. به عنوان مثال شما اشاره به شاعری کردید که کشور دیگر آن را از آن خود می داند(می دانم منظورتان احتمالا مولوی است که ترکیه آن را به اسم خودش معرفی می کند) نمی خواهم بحث بیهوده بکنم ولی تا این حد اشاره می کنم که آن شاعر آزاده خود در شعرهایش دارد که "اصلم ترک است اگرچه هندی گویم". البته قصد ندارم در مورد شخصیت بزرگی چون مولوی بحث قومیتی بکنم. زیرا این افراد متعلق به تمام انسانها هستند. ولی می خواستم این را بگویم که همانطورکه شما از ترک خوانده شدن مولوی زیاد خوشتان نیامد تعصب نیست بلکه ان را حق خود می دانید و به هیچوجه بد نیست. حال این را تصور کنید که من ترک تنها ارزش باقی مانده ام در این سرزمین از طرف رسمیترین روزنامه مورد بدترین بی حرمتی قرار می گیرد(خواسته یا ناخواسته کاری ندارم). آیا حق اعتراض نخواهم داشت؟ انشاالله که مانا هم هرچه زودتر آزاد میشه چون به قول شما نمی توان همه تقصیرها را گردن اون انداخت و ودرد جمعه را بر ایشان خالی کرد. ولی خواهشاً اسم بعضی چیزها را تعصب مگذارید. همانطور که شما از شاعر ملی خود و شعرهایش حرف می زنید آیا میدانید امثال من حتی از شناختن ادبیات و فرهنگ خود که جزئ اولین حقوق بشری است محرومند؟ متشکرم najafi: دو دليل محكم براي رد اتهام از كاريكاتور مانا |
| Related News |
| Latest News |
| HOME | ARCHIVE |
| © 2003-2009 All rights reserved for PersianCartoon Group |