Mahnaz Adeli’s article
2006-05-31


 
آتش بس/ یادداشتی از مهناز عادلی
1385-03-10


مهناز عادلي
بي پرده از در و ديوار در تجلي است كه اينهمه هياهو تنها بر سر چاپ يك كارتون كودكانه نيست.چه خوب بود اگر ما دوستان و دشمنان ! مانا نيستاني به جاي انجام هرگونه برخورد و حركت و هر بحث و فحص و تحليل صرفن احساسي و آني [كه ريشه در قوميت شرقي همه ما ايراني ها ! دارد] لختي با تدبير مي انديشيديم.كاري به قوميت استاد سخن ندارم ! اهل هر كجاي اينجا كه باشد،چه خوب  مي گويد:"اول انديشه وانگهي گفتار".اما گويي رسم امروز ديگر شده است.با سر زدن به فضاي سايبر كه اين روزها خيلي خبرها و تحريك ها ! آنجا مشاهده مي شود،مي بينيم كه همه صحبت مي كنند! جاهايي،  تنها تكرار مكررات است.يكي را بخوانيم گويي همه را خوانده ايم .جاهايي ديگر هم برخورد تمدن ها و تعصب ها رنگ و روي غريبي به خود گرفته است و بازار فحش و فضاحت ، جدل ها و يكي به دوهاي تند لفظي قوميت ها پررونق. شاعر نامدار ديگرترمان كه اخيرن يكي از كشورهاي دوست و همسايه  گفته بود مال آنهاست! چه زيبا مي گويد:"سختگيري و تعصب خامي است". و در پاورقي اضافه مي كند: هم اينوري ها را مي گويم هم آنوري ها! در اين ميان  حركتهايي هم به شكل مارموزانه! موازي آن دو حركت ديگر وجود دارد كه بشدت توي چشم مي زند.در اين شرايط حساس كه آستانه هاي  تحريك لبريزند،چه نيكوست اگر بجاي هر حركت حساب شده يا  نشده و بجاي هر گونه تصفيه حساب شخصي يا جمعي، قومي يا خويشي و بجاي گفتن حرف بي تدبيري ، و سپس  پس گرفتن لغوي ، دمي انديشه كنيم وانگه بر مركب سخن برانيم.به چشم خويشتن نظاره گريم كه در اين حال و اوضاع هر حرف كوچكي بدل به يك حادثه و بعضن مساله امنيتي مي شود .
همگي  شك نداريم كه همكارمان با وجود ارتكاب خطا قرباني سياستهاي اشتباه اندر اشتباهي شده است.تو گويي در اين كهن بوم و بر عزيز و محترم هماره اين روزنامه نگاران و بالاخص طنزپردازنند كه سر هر بزنگاهي مقابل هر بحران سياسي و …غيره اي يگانه مهره يا عامل[!]مقصر ميدان قلمداد مي شوند و با حكمي محتوم محكوم. حميد مصدق ـ شاعر ملي مان ـ مي گويد حرف را بايد زد و درد را بايد گفت ،پس بقول سيد علي صالحي كه نمي دانم اصالتن اهل كجا هستند،بي پرده بگويمت :نگذاريم يك چيزهايي در چيزهاي ديگري خلط بشوند!
 در اين جغرافيا و شرايط اقليمي و ساختار اجتماعي جامعه قوميتي ايران، هموطنان آذري زبان ما  پس يك جرقه خشم ديرينه خود را كه محصول سالهاي تبعيض است اينگونه سر ريز كردند.دلايل ذي مدخل زيادي زمينه ساز اين اندازه واكنش به يك كلمه در يك كارتون شده است و مسايل حاشيه اي زيادي به موازات اين جريان آتش خشم و كينه ساليان تبعيض را شعله ور تر ساخت و باعث شد امروز هر مساله كوچكي  حساسيت هاي زيادي برانگيزد.برانگيخته شدن حساسيت ها نسبت به شعار تيم ملي در جام جهاني:ستارگان پارسي،تغيير اسامي چند خيابان در تبريز از آذري به فارسي،شعارهاي هواداران تيم تراكتورسازي عليه تيم هما، سر دادن شعارهاي شوونيستي پان تركيستي ـ ايرانيستي ـ فارسيستي ـ نارسيستي! در همه جا و بسياري موارد روزافزون ديگر باعث شده است ماجرا شكل غير طبيعي به خود بگيرد و كار آنقدر بالا بگيرد  كه برخي از مدافعان حقوق قوميتهاي ايراني ، زبان و ادبياتي سخيف نسبت به هموطنان فارسي زبان خود و حتا تاريخ باستاني كشور و بزرگان پارسي گوي وطن خود و حتا دانشكده ادبيات فارسي و فردوسي! بكار بگيرند .اين روزها اين جريان ملتهب  غير قابل كنترل شده است و عده اي فرصت طلب سخت سعي در پوپوليستي كردن قضيه دارند و از هر حركت مردم سوءاستفاده مي كنند و به نفع خود برداشت.متاسفانه اين اتمسفر ريشه در جاهاي زيادي دارد از جمله رسانه ها كه رسالت شان پاسداشت وحدت ملي و تماميت ارضي و فرهنگ سازي جامعه چند قوميتي است [اين روزها شاهديم كه بعد از وقوع اين جريان ها، رسانه ملي چپ و راست موسيقي آذري پخش مي كند…  به همين ديري]،برخورد غير هوشمندانه و عدم مديريت بحران توسط مقامات و واكنش نادرست مسوولان ، از آنهايي گرفته كه ريشه اين توطءه [!] را در خارج از كشور كشف و شناسايي كردند تا وزير محترمي كه فاجعه را به نام اينوري ها! تمام كرد و خود بي مسووليت بر دوشي! كناري نشست.حالا كارمان به جايي رسيده است كه اخباري بواقع دردناك از اطراف و اكناف مي شنويم.مقامي ابراز مي كند:توهين كنندگان به تركها اعدام شوند.مقام ديگري ايراد مي كند:از نظر من تظاهرات كنندگان عده اي تجزيه طلبند و لايق اعدام. از آن طرف باز طي برخوردهاي نادرستي در جريان درگيري ها تعدادي از هموطنان مان در آذربايجان جان خود را از دست مي دهند ،چندين تن زخمي مي شوند و تعداد زيادي دستگير.
نمي گويم بياييم مثل خانم ميلاني با خوش بيني مفرط حل تمام قضايا را به عهده امثال كودك هاي درون! بگذاريم،نه…نمي شود!اما اي كاش عجالتن كمي آرام باشيم و بنگريم كه به كجا داريم مي رويم اين چنين شتابان،شايد اين وسط مفري يافت شد ، خدا را چه ديديد؟ بد نيست اگر مسوولان محترم مملكتي نيز گوشه نظري داشته باشند كه موضع انفجاري اخير مردم زير تاثير فشار انبوه مشكلات مختلف و بالاخص تاثير سياست خارجي كشور در شرايط داخلي از جمله ركود در بخش اقتصادي مملكت است.براي تعصبات قومي هموطنان مان احترام قايل باشيم و فراموش نكنيم كه ايراني ها در مقاطع مختلف ثابت كرده اند كه به وطن خود وابستگي زيادي دارند و همين وطن دوستي و علاقه آنها به حفظ هويت در طول تاريخ نقش و نيروي تعيين كننده اي براي كشورما داشته است.اگر به تقويم تاريخ نظري بيندازيم و گذري كنيم مي بينيم كه در يكي از سخت ترين دوره هاي تاريخي كشورمان ،يعني زمان حمله مغول ،مغول ها اوضاع حكومتي و سياسي و اقتصادي ما را تغيير دادند، اما فرهنگ ما را نتوانستند تغيير دهند.بلكه ما فرهنگ آنها را تغيير داديم! پس خاطر جمع باشيم كه تمدن بزرگ ملت ايران و زيربناي فرهنگ و قوميت ما با طبع يك كارتون زير سوال نمي رود.مگر الكي است؟!
متاسفانه در مدت سپري شده بجاي پرداختن به علت سراغ معلول رفتيم و يقه اشتباهي اش را چسبيديم.قصد نگارنده در اين مقال  غسل تعميد دادن خطاي منكر و ريختن آب تطهير روي مساله نيست،بلكه بنظرم با در نظر گرفتن و مرور سقف مطالبات هموطنان آذري زبان ، و از آن طرف آذري زبانهاي هموطن با رفتاري مبتني بر تساهل و مدارا و مهمتر از همه بخشندگي، بجاي برخورد غير دموكراتيك و مرگ خواهي در اين جنبش آنتي كاريكاتوريستيك! و بجاي كوبيدن نا آگاهانه بر طبل سياست غير، مي توانيم به حقوقي برابر براي همه اقوام ايراني دست بيابيم.و حالا كه اينجوري است! مسوولان گرامي هم بخاطر داشته باشند كه اين حركت هر چه بود و نبود، يك حركت مردمي بود .كمتر دستهاي ايادي دشمن فرضي را در آن بيابيم و بيش از اين خشم ملت مان را تيز نكرده، آب به آسياب دشمن واقعي نريزيم! كاش مي شد خانم ميلاني يك نسخه گل و بلبلي به آن خوشگلي  براي مان مي پيچيد، قضيه حل مي شد مي رفت پي كارش كلن!
نكته پاياني را بگويم و كوتاه بيايم! اگر خود به نيكي قبول داريم كه اين هياهو و در واقع صداي اعتراض خطاب به تبعيض ساليان و بلكه قرون و اعصار است،آيا انديشيده ايم كه اينهمه لعن و نفرين و مرگ خواهي كه نثار هنرمند كشورمان كرده ايم به جرم خطاي غير عمد،در چه صيغه اي صرف مي شود و جدن آيا اينهمه رواست؟
همين!


 





سارا.ک.ب: خانم عادلی...جانا سخن از زبان ما میگویی!
سارا شايسته وفا: امروز آذربايجان
فردا كجا ؟
تا كي ايراني قرباني سياست شود ؟
آريانا: خانم عادلي..دوست عزيز..درباره محتوا و موضوع مطلب سخني ندارم چرا كه بوي تكراري دلسوختگي است و تلاش براي تبديل قلمي شيوا و روان به شمشيري بران..اما من و شما ميدانيم كه اين شمشير ديگر برنده نيست اگر اصلا هنوز شمشير باشد..ديگر نميدانم نگاه به تقلاي مازوخيستيك قلم بدستان دل شكسته و قلم شكسته بيشتر خنده دار است يا گريه دار كه چون نگاه به تقلاي موري است بهر بركشيدن باري بر ديوار صاف..لبان همگان بر همتش آفرين گويد و دلان همگان آگه است از آبي كه در هون كوفته مي گردد..اما ميدانم كه آنرا صد شرف است بر ورود به بازي كودكانه قلم فروشي به بهانه زنده نگاه داشتن قلم..نواي قلم كهنه شكسته به جور هنوز بسيار دلنشين تر از صداي قلم نوي گرانبهاي پيشكشي جابران است..اين بوي تند نو بودن خفه كننده است...
khorshid_sozam: من تصور میکنم که اگر ما شورش بکنیم به ما میگمویند که ما واقعا تروریست هستیم به مسعولان چارهی بیندیشند واین گونه غوغا بر÷ا نشه اما این کار را نمی کنند وفقط بلدند کتک برنند

پیام: از اين مغاک سياه و تنگ بي خنده ، پس پرده ي فراموشي ها و نيرنگها و بهانه ها ، سبزي راغ خاک بابک خرمدين کمي پيداست.
آفرين بر دليري و خردمندي و هشياري...
سحر مستوفي: اسب ها تو سر بالايي وقتي زير بار به شون فشار مياد همديگه رو گاز مي گيرن. كاشكي ما ايراني ها كمي با اسب ها فرق داشتيم!
سام: با سلام نسبت به همه افراد ترک زبان اعتراض شما به نادیده گرفته شدن حقوق شما کاملاً صحیح است ولی چرا به صداسیما برای اون یارو جان نثاریا این میان برنامه و...چیزهای دیگه که هدفشان تمسخره یا بعضی کاریکاتورای که صفحه آخر مجله های (...)چراغ که واقعاً شورشو درآورده اعتراض نکردید؟
بهرام: با سلام
خانم عادلی یادداشت تان را خواندم بسیار ایده آل بود زیرا که در آن عباراتی مانند "دوری از تعصب و زشت بودن نابرابری و ..." موج می زد.
دوست عزیز
من به عنوان یک ترک ایرانی صحبتهای شما را بسیار منطقی و بدور از منطق و یا خیالپردازی ارزیابی می کنم و نکاتی چند وجود دارد که جسارتاً خدمت شما و خوانندگان سایت عرض می کنم:
بعضی از ارزشها هستند که پایبند بودن به آنها را نمی توان در ترازوی تعصب سنجید.
به عنوان مثال شما اشاره به شاعری کردید که کشور دیگر آن را از آن خود می داند(می دانم منظورتان احتمالا مولوی است که ترکیه آن را به اسم خودش معرفی می کند) نمی خواهم بحث بیهوده بکنم ولی تا این حد اشاره می کنم که آن شاعر آزاده خود در شعرهایش دارد که "اصلم ترک است اگرچه هندی گویم".
البته قصد ندارم در مورد شخصیت بزرگی چون مولوی بحث قومیتی بکنم. زیرا این افراد متعلق به تمام انسانها هستند. ولی می خواستم این را بگویم که همانطورکه شما از ترک خوانده شدن مولوی زیاد خوشتان نیامد تعصب نیست بلکه ان را حق خود می دانید و به هیچوجه بد نیست.
حال این را تصور کنید که من ترک تنها ارزش باقی مانده ام در این سرزمین از طرف رسمیترین روزنامه مورد بدترین بی حرمتی قرار می گیرد(خواسته یا ناخواسته کاری ندارم). آیا حق اعتراض نخواهم داشت؟
انشاالله که مانا هم هرچه زودتر آزاد میشه چون به قول شما نمی توان همه تقصیرها را گردن اون انداخت و ودرد جمعه را بر ایشان خالی کرد. ولی خواهشاً اسم بعضی چیزها را تعصب مگذارید. همانطور که شما از شاعر ملی خود و شعرهایش حرف می زنید آیا میدانید امثال من حتی از شناختن ادبیات و فرهنگ خود که جزئ اولین حقوق بشری است محرومند؟
متشکرم

najafi: دو دليل محكم براي رد اتهام از كاريكاتور مانا

نظرات شما پس از مشاهده توسط مدیر سایت منتشر خواهند شد.


نام:

ایمیل:

وب سایت:


متن پیام:








گوسفند متفکر!/ کارتونی از محسن ظریفیان 1388-11-18 A cartoon by Mohsen Zarifian
بازی با حلقه دار/ کارتونی از مرتضی خسروی 1388-11-18 A cartoon by Morteza Khosravi
آزادی بیان/ کارتونی از محمدعلی خلجی 1388-11-17 A cartoon by Mohammad Ali Khalaji
خوشه بندی یارانه ها/ کارتونی از حسام فطرتی 1388-11-17 A cartoon by Hesam Fetrati



خوشه بندی یارانه ها برچیده شد/ کارتونی از جمال رحمتی 1388-11-20 A cartoon by Jamal Rahmati
ریشه کنی/ کارتونی از حسین صافی 1388-11-20 A cartoon by Hossein Safi
آنتی خشونت/ کارتونی از هادی حیدری 1388-11-20 Anty violence/ a cartoon by Hadi Heidari
گوسفند متفکر!/ کارتونی از محسن ظریفیان 1388-11-18 A cartoon by Mohsen Zarifian
بازی با حلقه دار/ کارتونی از مرتضی خسروی 1388-11-18 A cartoon by Morteza Khosravi
آدم دودی/ کارتونی از علی درخشی 1388-11-18 A cartoon by Ali Derakhshi
آزادی بیان/ کارتونی از محمدعلی خلجی 1388-11-17 A cartoon by Mohammad Ali Khalaji
پیشتازان فضا/ کارتونی از کیوان زرگری 1388-11-17 A cartoon by Keyvan Zargari
خوشه بندی یارانه ها/ کارتونی از حسام فطرتی 1388-11-17 A cartoon by Hesam Fetrati
افزایش قیمت طلا و نفت در کارتونی از جمال رحمتی 1388-11-17 A cartoon by Jamal Rahmati