پرشین کارتون، برنده جایزه قورباغه طلایی شد/گزارش تحریری و تصویری از مراسم جایزه قورباغه طلایی
1386-02-08
كافهتيتر، شادترين نقطهي روي زمين! سيد ايمان ضيابري
پنجشنبه ششم ارديبهشت 1386، ميدان وليعصر، كافه تيتر تهران، يكي از شادترين نقاط دنيا بود. اين را همهي كساني كه از هر نقطهي پايتخت و هر نقطهي ايران و حتي دنيا آمده بودند تا در جشن "قورباغهي طلايي" شركت كنند، بدون هيچ چون و چرا گواهي ميدهند. هرچند بنا به قانون نانوشتهيي كه ميگويد در ايران، اگر برنامهيي بدون تاخير آغاز شود به طور كلي ناتمام و ناقص خواهد بود، اختتاميهي جشنوارهي وبلاگي Frogomist 2006 با حدود 15 دقيقه تاخير آغاز شد، اما حجم شادي و موجهاي مثبت ديروز آنقدر زياد بود كه بشود هر كاستي و كمبودي را ناديده گرفت... "همه چيز از پشت مانيتور من شروع شد، و جايي كه فكر كردم به عنوان يك وبلاگنويس مثل بقيه، ميتوانم به وبلاگ نويسهايي كه دوستشان دارم، فكر ميكنم حرفهيي هستند و از كارشان لذت ميبرم، خودم جايزه بدهم. چه بدي دارد كه آدم به دوستهاي خودش جايزه بدهد؟" اين سخنان، نخستين جملاتي بودند كه حاضران در كافهتيتر از زبان فواد خاكنژاد، دبير جشنواره شنيدند. جوان 21 ساله و روزنامهنگاري كه تا مدتي ديگر عازم خدمت سربازي خواهد بود. و سپس، او اينطور ادامه داد: "بعد از اين نتايج و وقتي به سبك هيات داوران جشنوارههاي مهم براي خودم نشستم و بيانيه صادر كردم، تصميم گرفتم به انتخاب بازديدكنندگان وبلاگم، بهترين وبلاگ سال را نيز انتخاب كنم و به او نيز يك جايزهي ويژه بدهم. اينطور شد كه چند كانديداي برتر را برگزيدم و تصميم گرفتم به كسي كه از ميانشان به وسيلهي كامنتها و ايميلها انتخاب ميشود نيز جايزه بدهم. اينطور شد كه بهترين وبلاگنويس سال هم با 117 راي انتخاب شد." و در ادامه، فواد خاكنژاد، نگارندهي اين سطور يعني سيد ايمان ضيابري ! ملقب به كوروش را كه مجري غيرمنتظره و شايد هم غيرعادي جشنواره بود به حاضران معرفي كرد: "كوروش ضيابري را به سر و صداها و جنجالهايش در وبلاگستان ميشناسيم. او باني قضيهي افتخارنويسي در وبلاگستان شده بود و تصميم گرفته بودم اصلاً به همين دليل از او تقدير كنم. اما اولين مكالمهي تلفني ما كه به پايان رسيد، نظرم كاملاً راجع به او عوض شد. به حرفهيي بودن كارش ايمان دارم و فكر ميكردم اگر مجري برنامه شود، همهي كدورتها و تصورهاي نادرستي كه در موردش وجود دارد هم تغيير خواهد كرد. او دارد بزرگ ميشود و همه، اين را به خوبي خواهيد ديد..." و مجري به جايگاه دعوت شد. "جنبش واژهي زيست" از سهراب سپهري با صداي نگارنده كه با يك موسيقي ملايم همراه شده بود، برنامه را آغاز كرد. چند كلمه سلام و احوالپرسي، عذرخواهي به همهي كساني كه اين عذرخواهي را طلبكار بودند و بعد هم ميهمانان ويژهيي كه بايد صحبت ميكردند. ابتدا توكا نيستاني، كاريكاتوريست از احساساتش براي حضور در چنين جمعي سخن گفت و براي عوض كردن فضا و روحيهي كافه تيتر، مقداري با كلمات بازي كرد و نثر مسجع گفت و خلاصه همه را به وجد آورد. شوخي او با اسدالله امرايي، مترجم و روزنامهنگار هم بيپاسخ نماند! البته توكا نيستاني، دبير جشنواره را هم از طنز كاريكاتوري خودش بينصيب نگذاشت: "شما سر پيازيد يا ته پياز كه همينطور براي خودتان به دوستانتان جايزه ميدهيد...؟!" و حاضران به همراه فواد خاكنژاد كه انگار حسابي از شوخي خوششان آمده بود، كلي خنديدند! بعد از تشويق و سوت و كف حاضران، اسدالله امرايي نيز صحبت كرد. از احساسات خوبش براي حضور در چنين جمعي گفت، از اينكه توانسته وبلاگنويسها و اهالي ادب و خلاصه همهي كساني را كه مدتهاست نديده، دوباره ببيند و ابراز خوشحالي از اينكه "قورباغهي طلايي" فرصتي براي چنين گردهمايي دوستانهيي فراهم كرده است. البته اسدالله امرايي فراموش نكرد كه از رسم معهود گله كند: "شايد بشود گفت متاسفانه يا خوشبختانه، اما به هر حال رسم شده كه در چنين جمعهايي ريش سفيدها صحبت كنند و ما هم ريشمان سفيد شده، اين را نميشود انكار كرد...!" گپ و گفتها كه تمام شد، موسيقي متن فيلم سنتوري داريوش مهرجويي، شروع به پخش شدن كرد و مجري هم كه ليست برندهها را از دست داده بود!، مجبور شد از روي خبر روزنامهي عصر رسانه، برندهها را بخواند. هر كسي كه ميآمد، وقت داشت دو دقيقه حرف بزند و تشويق بشود: بهترين فتوبلاگ: تختهسياه، نيما افشارنادري و مهران افشارنادري بهترين وبلاگ با رويكرد فناوري اطلاعات: عصيان، نيما اكبرپور بهترين وبلاگ با رويكرد ادبيات: كتابلاگ، حسين جاويد بهترين وبلاگ با رويكرد سينما: سينما، خسرو نقيبي بهترين وبلاگ با رويكرد سياسي: هنوز، علياصغر سيدآبادي بهترين وبلاگ با رويكرد زنان: امشاسپندان، فرناز سيفي بهترين وبلاگ با رويكرد اجتماعي: وارش، آسيه اميني بهترين طراحي وبلاگ: برونكا، اكرم حصاركي بهترين وبلاگ مينيمال: قصههاي عامهپسند بهترين سايت فرهنگي هنري: پرشین کارتون، هادي حيدري بهترين نشريههاي اينترنتي: زنستان و هزارتو و البته جشنواره، كلي جوايز ويژه هم داشت. آيدا عزتي در ستون وب نورد چلچراغ و آرش غفوري و همكارانش در ستون سياست مجازي اعتماد ملي براي اختصاص دادن فضايي براي معرفي وبلاگ ها بزرگمهر شرف الدين به پاس نوشتن مطلب "من از اين وبلاگ هاي لعنتي متنفرم" براي نقد اساسي وبلاگستان سروش روحبخش، نويسندهي وبلاگ خواب بزرگ در جهت تقدير از وبلاگهاي تازهكار و قوي كوروش ضيابري، نويسندهي وبلاگ ايمان امروز در جهت تقدير از وبلاگنويس حرفهيي نوجوان كافه تيتر، براي اطلاعرساني جالب از فضايي واقعي در فضاي مجازي ليلي نيكونظر، نويسندهي وبلاگ لويان در جهت تقدير از شروع صحيح و قوي يك وبلاگ گروهي وبلاگ بلاگچين براي اطلاعرساني قوي وبلاگي رضا شكراللهي، مدير سايت هفتان براي تلاشهاي او در اين سايت ادبي مهدي جامي، مدير راديو زمانه به پاس تاسيس نخستين راديو با ادبيات وبلاگي محمد درويش، نويسندهي وبلاگ مهار بيابانزايي براي تلاش در جهت حفظ و احترام به محيط زيست يلدا معيري و مهدي قاسمي، صاحبان فتوبلاگ عكاسي به دليل ايجاد فضايي صميمي در يك وبلاگ كاوه مشكات، نويسندهي وبلاگ پنج به دليل تلاش در جهت مطرح كردن معضل اجتماعي اعتياد وبلاگ نوشي و جوجههايش، به پاس ايجاد فضاي صميمي وبلاگي بعد از اينكه برندهها جايزههايشان را گرفتند و البته بعضيهايشان هم در ليست مجري، علامت غيبت خوردند چون نبودند و بايد جايزهشان را در يك فرصت مغتنم! از دبير جشنواره تحويل بگيرند، موسيقي پاياني هم پخش شد و تازه مجري يادش آمد كه يك ميهمان غيرايراني هم در جمع وبلاگنويسها حضور دارد و آن هم كالين، دانشجوي كارشناسي ارشد ارتباطات سوژهي پاياننامهاش را به وبلاگها در ايران اختصاص داده است. اين دانشجوي دانماركي به لحاظ ظاهري، شباهت زيادي به في ترني، ملوان زن بريتانيايي بازداشتشده در آبهاي ايران داشت و وقتي اين نكته در جمع مطرح شد، حاضران تقريياً نيمساعت در حال خنديدن بودند! او بعد از دعوت شدن به جايگاه، خودش را معرفي كرد و از اهداف حضورش در ايران گفت. مقداري با مجري و اسدالله امرايي صحبت كرد و پايانبخش جالبي براي برنامه بود. او در آخر برنامه هم با هادي حيدري، سردبير هاديتونز مفصلاً در مورد اتفاقات جهان كاريكاتور، كاريكاتورهاي اهانتآميز هموطنش به پيامبر اعظم اسلام (ص)، جشنوارهي كاريكاتور هولوكاست، شرايط سياسي و هنري ايران و خيلي از مسايل ديگر گپ زد. در انتها، حاضران دعوت شدند كه بيرون از كافه تيتر و جلوي سردر اين پاتوق هنري، عكس يادگاري بگيرند. تقريباً نيم ساعت بعد از عكس يادگاري كه عكاسهاي جمع يعني مهران افشارنادري و يلدا معيري گرفتند، حاضران در فضايي صميمي و به دور از تكلف، با هر وبلاگنويس و دوست ناديدهيي كه ميخواستند، گپ زدند و بهنام قليپور و بيتا صالحي كه البته بيانصافي است اگر آشپزي هنرمندانهشان را فراموش كنيم، بدون تخفيف ويژهي روز جشن!! از آنها پذيرايي كردند كه خلاصه خوش گذشت...
گزارش گردباد از مراسم جایزه قورباغه طلایی |