Interview with “Mr. Ka”
2005-08-07
Mana Neyestani



































گفتگوی هادی تونز با "آقای کا"
1384-05-16
مانا نیستانی

کنفوسیوس یا باقالی پلو ، مسئله این است !
گفت و گو از: فواد خاک نژاد
foaaad@gmail.com
تا به حال در این تلویزیونهای خارجی دیده اید که یک بنده خدا را بر می دارند و روی صندلی می نشانند ( به زور ! ) و از او هی سئوال می پرسند؟ حالا حکایت ماست . البته نه من کریستین امانپور هستم و نه کا، تونی بلر ! آقای کا آقای کا است دیگر ! مشهورترین شخصیت کمیک استریپ امروز ایران که مانا نیستانی آن را خلق و با ماجراجویی هایش 3 کتاب منتشر کرد .البته او همپای رقبای دیگری در ایران بود که آنها را پشت سر گذاشت مانند دلمه شخصیت ابداعی بزرگهر حسین پور. ولی آقای کا هم اکنون به بازارهای جهانی می اندیشد و مطمئن است که روزی به پای گارفیلد یا حتی تن تن می رسد ! البته من می دانم که در پی شهرت نیست و حالا که خودم فکر می کنم ، می بینم در شهرت جهانی او کمی ( و حتی خیلی ) اغراق کردم !
اگر می بینید این مصاحبه کمی از حالت مصاحبه های معمول در آمده ، به این دلیل است که خودمان خواستیم این طوری شود ( توجیه را داشتید ؟ ) بهر حال این است حاصل سی دقیقه مصاحبه ی داغ و جنجالی با آقای کا !
    
فواد خاک نژاد : اول خودتون رو معرفی کنید .
کا : من کا هستم ، نویسنده و شاعر .
فواد : همین ؟
کا : دیگه چی لازمه ، سن یا ماه تولد ؟
فواد : بهر حال مردم می خوان بیشتر باهاتون آشنا بشن .
کا : من متولد ناکجا آباد هستم . فکر می کنم مادرم برام شناسنامه نگرفته ، پس سنم رو نمی دونم ولی حدود چهل سالمه .
فواد :  به نظرتون توضیحاتتون کافی بود ؟
کا : دیگه نمی دونم چی باید بگم . من مثل تام کروز و گلزار حاشیه های جذاب ندارم .اگه خواننده های اطلاعات بیشتری می خوان باید به کتابام مراجعه کنند .
فواد :نه دیگه ، نشد ، شما دارید علنا برای کتابتون تبلیغ می کنید .
کا : نه ، ربطی به تبلیغ نداره ، مثل اینه که شما با میمون چی توز و گاو روزانه مصاحبه کنید و بگید تبلیغ چی توز یا روزانه بوده .بهر حال من توی اون کتابها هویت پیدا کردم . تازه هر وقت گفتم دارویی که برای ریزش مو استفاده می کنم تونیک روبیانه می شه تبلیغ ، که تازه با وضع سرم می شه ضد تبلیغ . 
فواد :تو چرا انقدر با سیاست دست و پنجه نرم می کنی کا؟
کا : من هرگونه ارتباطم با سیاست رو کاملا  و قطعا نفی می کنم ، من هیچ وقت و هیچ کجا به سیاست روی نیاوردم و اگه کسی بتونه مثال بزنه من بهش جایزه می دم .
فواد : پس اون قتلها و حتی اون رابطه نامشروع با اون زن خارجی چی؟
کا: ثانیا کدوم زن خارجی ؟ اولا کدوم قتلها ؟ من تو سه تا کتابم با زنجیره ی قتلها روبرو بودم .
فواد : اینگرید برگمن !
کا : آها ، خب اون زن متولد سوئده که یکی از بی بخارترین کشورهاست و احتمالا پس از جنگ وایکینگ ها به این ور جنگی ندیده . ثانیا اگه از چیزی بوی سیاست شنیدن من که منبع بو نیستم !
فواد : بهرحال
کا : من فقط به دنبال عشق بودم ! بقیه ی چیزها خودش پیش اومده ! بعدش تقصیره من چیه که اینجا عشق هم انگ سیاست می خوره؟
فواد : کای عزیز ، من فقط یک روزنامه نگارم ، بازجو که نیستم . پس می تونی همه ی واقعیتها رو به من بگی و مطمئن باشی که جایی منتشر نمی شه .
کا : روزنامه نگار عزیز مشکل ما اینه که تو وجود هممون یه بازجو وجود داره که دنبال حقیقت های پشت پرده است .
فواد : راستی ناراحت نشدی که آقای نیستانی داستان زندگیت رو علنی کرد و تو رو تو این مخمصه انداخت ؟
کا : مسلما خوشحال نیستم . ولی اون بیچاره هم سرنخش دست جاهایی و کسایی که دارن بازیش می دن .
                                                       
                                                       ***
فواد : در کتاب سومت کمی فلسفی تر شده بودی و حتی به نیروانا رسیدی ، قضیه ی این سلوکت چی بود ؟
کا : رابطه ی من با عرفان مثل رابطم با سیاسته . هر چقدر که سیاسی شدنم زورکی بود سلوکم هم زوری بود !
فواد : ای بابا ، تو که رابطه ات رو با همه چی نقض می کنی !
کا : من دنبال یه چیزای خاصی بودم ولی مسائل دیگه ای پاچم رو گرفت . گرفتی قضیه چیه؟
فواد :آخه عشق شما هم عشقی متعالی نیست ! اول خانوم پی ، بعد همسرت و در آخر اون یکی خانم!
کا : من نمی فهمم عشق متعالی یعنی چی ؟ شما وقتی می خواید عاشق بشید می بینید که بر چسب ایزو متعالی داره ؟
فواد : آخه دمدمی مزاج بودن برای روشن فکری مثل شما اصلا خوب نیست .

کا : ( عصبانی ) این که آدم دنبال عشق واقعیش بگرده دمدمی مزاجی نیست !من فکر می کردم زنم عشق رویائیمه . الکی که نگرفتمش .
فواد : چند بار ازدواج کردید؟
کا : یه بار
فواد : مطمئنید دارید حقیقت رو می گید؟
کا : یعنی چی ؟ بگم 25 بار راحت می شی؟
واسه ی این که بازدید کننده های سایتت بره بالا ، هر سئوالی رو نپرس .
فواد :قصد ازدواج نداری ؟
کا : : شاید اگه یکی شبیه زن رویاهام پیدا شه باز مرتکب این حرکت بشم . یکی با همون کلاه ، با همون یقه یا لااقل بتونه باقالی پلو بپزه.
فواد : خب رابطه ات با اینگرید برگمن به کجا رسید؟
کا : این زیادی رویایی بود ، جدی نگیر ، کتاب باید happy end تموم می شد . بهرحال نویسنده برای من یه سری آرزو رو در نظر گرفته بود.


                                                                           ***
فواد : رابطه ات با اون چه جوریه ؟ با مانا؟ همدیگرو می بینید؟
کا :خیلی کم ، فعلا سرش شلوغه و خسته است . من هم سعی می کنم دوروبرش نچرخم چون ممکنه یه هو بزنه به کله اش و خرم رو بچسبه برای یک کتاب دیگه ، که اصلا حالش نیست . باورت می شه ؟ جدی جدی من رو از بالای یک پا 1000 متری انداخت پایین .
فواد : خب ، عوضش مشهور شدی ! بهر حال شهرت سختی های زیادی داره دیگه !
کا :می خوای این جوری مشهورت کنم  ؟ قرار ملاقات فردا عصر ، پشت بوم برج میلاد .
فواد : نه ، ممنونم ، من به شهرت علاقه ای ندارم !
کا : منم همین طور .


                                                                              ***
فواد : خب ، الان مشغول چه کاری هستی ؟
کا : فعلا مشغول بازی تو یک فیلم هستم .
فواد : جدی؟ چه فیلمی ؟
کا : ( لحن صدایش کمی تغییر می کند ) بله ، فیلمی درباره استاد جمشید هاشم پور . من نقش ایشون رو بازی می کنم .بعد از بازی اردشیر رستمی در نقش شهریار این نقش به من پیشنهاد شد !
فواد : مطمئنید خود آقای هاشم پور مخالفتی ندارند؟
کا : البته ایشون اردشیر ( رستمی ) رو ترجیح می دادند ولی مثل این که ایشون حاضر نشد سرش رو تیغ بندازه !


                                                                         ***


 فواد : برای من یه سئوال پیش اومده ، در کتاب سومت ، یک پیرمرد دوست داشتنی می اومد و ملت رو پند و اندرز می کرد اون کی بود؟
کا : کنفوسیوس ، حکیم معروف چینی یا یکی شبیه اون !
فواد : خب ، اون به شما چه ربطی داشت؟
کا : فکر می کرد خیلی حرفهای با حالی می زنه . اون رگ خواب ملت ما رو فهمیده بود ! ما عاشق جمله های قصار بی سر و ته هستیم  که قاب کنیم و بزنیم بالای سرمون یا مثلا بذاریم توی وبلاگمون ! هر چی شر و ور تر و مبهم تر بهتر !
فواد : فکر نمی کنی با این حرفها ، هکرها حالت رو می گیرن ؟
کا : غلط می ... جدی ؟ پس پاکشون کن !
فواد : بله ! به هر حال احتیاط واجبه ! راستی چرا برای خوت وب سایت نمی زنی ؟ می خوای هنوز خبرات رو هادی تونز haditoons ) ) بره بالا؟
کا : من مگه چقدر خبر دارم ( اینجا خودتان یه آهنگ تایتانیک اضافه کنید - فواد ) من یه موجود منزوی هستم... دو سه سال یک بار ... از قعر تنهاییم بیرون میام و تو یه کتاب ظاهر می شم و بعد باز بر می گردم به جای اول .
فواد : پس مثل این که از شهرت خودت خبر نداری !
کا : کل شهرت من اندازه ی 2200 جلد تیراژ کتابمه ، که حتی یک پنجاهم ورزشگاه آزادی هم نیست.
فواد: خب ، معمولا رسمه که در انتهای هر مصاحبه باید شما از یکی تشکر بکنید ... پس بکنید .
کا : کیو ؟ آها ! تشکر ؟
فواد : ...
کا : پس بذارید فکر کنم ... آخه خیلی هستند .  مثلا از مدیر صدا و سیمای ده ی شصت ممنونم چون قبل برنامه کودک ساعت 5 یک ساعت عکس گمشده ها رو نشون می داد .اگه این خاطرات نبودند فضای کتابم اقدر متوهم نمی شد .
فواد : ( دیگر جو ما را گرفته ) ای ول ، خب ، چه می دونم یه پیامی به خوانندگان بده ... از این حرفها !
کا : توصیه می کنم عوض این کار ( خواندن سایت  ) وقتشون رو جور بهتری بگذرونند ( آقای حیدری تحویل بگیر ! ) مگه آدم چقدر عمر می کنه ؟
فواد :اصلا پیشنهاد خوبی نبود ! شاید اصلا پیشنهادت رو توی مصاحبه کار نکنم !
کا :( بادی به غبغب می اندازد ) هیچ اشکالی نداره ! اصلا مساله ای نیست .  آخه من دارم تمرین دموکراسی می کنم !
فواد : خب ، با تشکر از شما و آقای نیستانی که از شما برای ما وقت گرفت . تا دیداری دیگر  خدانگهدارشما بدرووووود...

کا : خدافظ !  





:
:
مهشيد: محض خالي نبودن عريضه اين هم سهم من
مهشيد: محض خالي نبودن عريضه اين هم سهم من
m.m: أقاي نيستاني:
من واقعا كارهاي شما را عاشق هستم ولي كا دارد به همه ما دوستارانش خيانت ميكند اين را از كتاب اخرتان فهميدم از كا بخواهيد كه مواظب باشد از ارمانهاي اوليهاش جدا نشود و به كاريكاتوريست فكورش خيانت نكند وخداي نكرده مبتذل نشود. با ارزوي موفقيت منتظر كار بعدى شما هستم
خانم پی: بیا دنبالم کا! برات خواب های خوبی دیدم
hosein: akhaye ka matalebe jaleby neveshty khosham oomad vagham khosham oomad
ishalah dar forsataye baedy betoonam bishtar ba shoma ashena besham
in id mane
gharibe_ashena_2022 khoshhal misham ba shoma bechatam
felan ba ejaze va bay
ka: oh....ooooooh.....hatman
واي: سلام اقاي كا .كاشكي تو اين فضاي مجازي ميشد برات باقالي پلو هايي كه درست ميكنم رو بفرستم مطمئنم اونوقت جناب مانا مي موند با يه كاراكتر بي انگشت.كلاه هم خريدم يقه ي لباسم هم از هموناس من اخر اثيري هستم حالا پايه اي تو ماجراهاي شماره ي 4 با هم بيشتر اشنا بشيم؟؟؟
ali: kheyli karikatoraye bahali bood damet garm aghaye niyestani,mosahebeye jalbi bud khaste nabashi dadash foad,be omide eslahate behtar dar keshvar va be omide eslahate va pishrafte ruz afzoone keshvar ba u javunaye bahgale irani
نانا: خیلی عالی بود..ممنون از مصاحبه شما...اگر کتاب های آقای کا رو خونده باشید بیشتر هم لذت می برید..من واقعا امیدوارم یه روزی برسه که همه آقای کا رو مثل تن تن و کمیک های معروف دنیا بشناسند.
arefe: واي همه مصاحبه يه طرف اين تيکه آخر يه طرف، يه لحظه اشک تو چشام جمع شد يادتونه مجبور بوديم چقدر عکس گمشده ها رو ببينيم با اون قيافه هاي ترسناک تا برنامه کودک شروع شه.......
به کل يادم رفته بود
sara .k.b: من فكر نميكنم آقاي كا اينجوري باشه!!!
اين كايي كه شما ساختين خيلي بيحاله،محدود به زمان و مكان شده!اون كايي كه من ميشناسم اينطوري نيست......ميگين نه از مانا بپرسين!!
آقاي پاسخگو :: شما ميتوانيد با ادرس ايميل آقاي مانا درخواست بدهيد
تا برايتان بفرستد
Saleh: روشي وجود داره كه بشود اين كتاب رو از راه دور خريد?
Fa: bad nabood!! albate fek nakonam ke ba mana mosahebe karde bashi vali khob khoob bood !
farzaneh moradi: محض خالی نبودن عریضه /. این هم سهم من !
ahmad: روز خبرنگار را به شما همكار گرامي تبريك مي گويم
آقاي پاسخگو:: شما مي توانيد با مراجعه به آرشيو كتاب در هاديتونز آدرس انتشاراتي را پيدا كنيد.
IRANVIG: آيا راهي هست كه بشه اين كتابهاي مربوط به آقاي كا رو تهيه كرد؟
parisa: mosahebeye jalebi bood . hala vaghean mosahebe kardin ya az roye khiyalat ina ro neveshtin?
akhe aslan be mosahebe shabih naboodt:D

آقای مستعار: جالب بود ولی این مصاحبه کار مانا نیستانی بود یا اون فواد خاک نژاد؟ چون اسم هر دو شون هست ... ؟؟!!
عباس: مصاحبه ي جالبي بود . اي ول ...

علی: حالا واقعا با خود آقای کا نیستانی مصاحبه کردی ؟؟!!!
parisa: az foad tashakor mikonam be khatere faaliyathaye khubesh
mehrdad: kheili top bood
khaste nabashid
marjan: jaleb bood!
bazam ja dare ke az manaye aziz be khatere karaye ghashangesh taghdir beshe.
merC az foaad ke in mosahebeye jaleb ro anjam dad.

نظرات شما پس از مشاهده توسط مدیر سایت منتشر خواهند شد.


نام:

ایمیل:

وب سایت:


متن پیام:








بپا خودت ترک نخوری!/ کارتونی از مانا نیستانی 1388-11-06 A cartoon by Mana Neyestani
رینگ بوکس/ کارتونی از مانا نیستانی 1388-10-20 Boxing ring/ a cartoon by Mana Neyestani
دست های بریده!/ کارتونی از مانا نیستانی 1388-10-13 A cartoon by Mana Neyestani
هیس!/ کارتونی از مانا نیستانی 1388-10-06 Hisssss!/ A cartoon by Mana Neyestani



خوشه بندی یارانه ها برچیده شد/ کارتونی از جمال رحمتی 1388-11-20 A cartoon by Jamal Rahmati
ریشه کنی/ کارتونی از حسین صافی 1388-11-20 A cartoon by Hossein Safi
آنتی خشونت/ کارتونی از هادی حیدری 1388-11-20 Anty violence/ a cartoon by Hadi Heidari
گوسفند متفکر!/ کارتونی از محسن ظریفیان 1388-11-18 A cartoon by Mohsen Zarifian
بازی با حلقه دار/ کارتونی از مرتضی خسروی 1388-11-18 A cartoon by Morteza Khosravi
آدم دودی/ کارتونی از علی درخشی 1388-11-18 A cartoon by Ali Derakhshi
آزادی بیان/ کارتونی از محمدعلی خلجی 1388-11-17 A cartoon by Mohammad Ali Khalaji
پیشتازان فضا/ کارتونی از کیوان زرگری 1388-11-17 A cartoon by Keyvan Zargari
خوشه بندی یارانه ها/ کارتونی از حسام فطرتی 1388-11-17 A cartoon by Hesam Fetrati
افزایش قیمت طلا و نفت در کارتونی از جمال رحمتی 1388-11-17 A cartoon by Jamal Rahmati