From Illustrasion to caricature
2005-09-26










































میزگرد از تصويرسازى تا كاريكاتورسازى
1384-07-04


روزنامه شرق- یکشنبه سوم مهر هشتادوچهار

میزگرد از تصويرسازى تا كاريكاتورسازى
در گفت وگوى توكا نيستانى، حسن كريم زاده و مهرداد احمدى شيخانى


جايگاه كاريكاتور و كاريكاتوريست در روزنامه هاى ما كجاست؟ آيا كاريكاتوريست همان تصويرساز است اما با نامى ديگر كه بايد با تلاش خود به گرافيست كمك كند تا فضاى بصرى مناسبى براى روزنامه ايجاد كند؟ اگر چنين است چرا براى يك كار دو نام وجود دارد؟ و اينكه در زمانى بسيار نزديك روزنامه هاى ما شاهد ستون هاى ثابت كاريكاتور با نام هايى عديده بود كه ديگر نيستند، آن نام ها و ستون هاى ثابت چرا ديگر نيستند؟ گفت وگوى زير سعى در يافتن پاسخ اين سئوالات دارد.
• • •
موضوع گفت وگو اتفاقى است كه در سطح روزنامه هاى ما رخ داده است و آن مسئله اين است كه كاريكاتوريست ها بايد جور تصويرسازى ها را هم بكشند و براى مقالات كاريكاتور تهيه  كنند.

شيخانى: با جايگزين شدن كاريكاتوريست به جاى تصويرساز چند مشكل به وجود آمده است؛ اول، تصويرسازى از روزنامه ها حذف شده است. دوم، كاريكاتورى كه تهيه مى شود ممكن است با شأن و شخصيت مقاله همراهى نداشته باشد. سوم، مخدوش شدن هويت حرفه اى كاريكاتوريست است كه نگاه به كاريكاتوريست را هم در روزنامه ها عوض كرده است، جايگاه كاريكاتور را هم تغيير داده. چهارم، جايگاهى براى تصويرساز وجود ندارد، پنجم، مطلب هم با نوع كار ارتباط برقرار نمى كند. نتيجه اى كه حاصل شده اين است كه از تصويرسازى به كاريكاتورسازى رسيديم. كاريكاتوريست هاى ما دارند براى مطلب كاريكاتورسازى مى كنند و اين با مفهوم و هويتى كه براى كاريكاتور مى شناسيم در تضاد است. در نتيجه كار به جايى رسيده كه ما كمتر ستونى براى كاريكاتور داريم و كاريكاتوريست كه قبلاً جايگاهى مثل يك نويسنده داشت از آن جايگاه تنزل پيدا كرده و در جايگاه كاريكاتورساز قرار  گرفته است. نگاه صاحبان روزنامه ها هم به اين رسيده كه خوب كاريكاتورى هست، عكسى هست، تصوير در سايت هاى مختلف اينترنتى هم هست، پس ما مى توانيم صفحه را ببنديم.
نيستانى: به اعتقاد من كاريكاتوريست مى تواند تصويرسازى كند و هيچ مانعى براى اين كه شما در يك تصويرسازى از عنصر طنز نيز استفاده كنيد وجود ندارد، كمااينكه در كارهاى گرافيكى و تبليغات هم از طنز استفاده مى شود و يك كاريكاتوريست به شرط اينكه صاحب ذوق و استعداد و توانايى باشد و علاقه داشته باشد كه كار تبليغاتى بكند مى تواند از عنصر طنز در كار تبليغات هم استفاده كند همان طور كه در فيلمسازى از عنصر طنز استفاده مى شود، به نظر من هيچ مانعى براى ورود طنز وجود ندارد، از جمله در تصويرسازى من از كسانى هستم كه در سال هاى بسيار دور كه كاريكاتور كار نمى كردم و تصويرساز بودم، هميشه سعى مى كردم كه رگه هاى طنز در كارم وجود داشته باشد به شكلى كه هم تصوير در كنار متن باشد و هم مستقلاً حرف و پيامى را مطرح كند.اينكه آيا كاريكاتوريست هايى كه الان در روزنامه  هاى ما كار مى كنند، تصويرسازهاى خوبى هستند يا نه اين موضوعى است كه بايد متناسب با شخص صحبت كرد و فكر مى كنم جنبه هاى شخصى دارد اما واقعيتى كه وجود دارد اين است كه سال ها است كاريكاتور سياسى و كاريكاتور اديتوريال جايگاه خود را در روزنامه ها از دست داده است. در نتيجه گروهى از طراحانى كه عادت داشتند به كاريكاتور سياسى يا اجتماعى كشيدن جايگاه جديد خودشان را نتوانستند پيدا كنند. بخشى از آنها كه در مطبوعات ماندند ناچار شدند خود را با شرايط جديد هماهنگ كنند يا اين كه تصويرسازى  كنند كه شايد خيلى هم راضى به انجام اين كار نباشند. فكر مى كنم با رعايت بعضى ظرايف كوچك هر كاريكاتوريستى مى تواند تصويرسازى هم بكند. وقتى شما تصويرسازى كار مى كنيد بايد به هر حال مطلب را خوانده باشيد و پذيرفته باشيد كه كار شما بايد در كنار مطلب موضوعى را بيان بكند. وقتى كه شما براى يك مطلب تصويرسازى مى كنيد، در آن شرايط و عواملى مانند اندازه ستون، ابعاد كار، رنگ، هاشور و نوع صفحه آرايى و... خيلى معنى دار مى شود. يك تصويرسازى خوب، با يك گرافيك خوب در ارائه معنى پيدا مى كند. در مورد كاريكاتور اين اتفاق كمتر مى افتد. وقتى كه شما يك ستون كاريكاتور داريد، اين ستون يك تعريف مشخص دارد. شما كادر و اندازه مشخصى داريد و جاى آن در صفحه نيز مشخص است. خريدار روزنامه هم مى داند كه كدام صفحه را ورق بزند تا كار شما را ببيند، بنابراين آزادتريد.
شيخانى: من مطلب را به اين شكل مى بينم، تصويرساز در خدمت نويسنده متن است. به نظر من تصويرسازى در خدمت مطلب است و كمك مى كند كه فضاى بصرى مناسبى براى ارائه مطلب ايجاد بشود، بنابراين اگر هم نظر مخالفى نسبت به مطلب دارد، نبايد آن را در تصورسازى دخيل كند. وظيفه تصويرساز ايجاد فضاى بصرى مناسب براى مطلب و كمك به گرافيستى است كه مى خواهد آن مطلب را ارائه كند تا فضاى خوبى براى خواننده ايجاد بشود. در صورتى كه كاريكاتوريست در موضوعات مختلف مى تواند صاحب نظر  باشد، شأن كاريكاتوريست ايجاب مى كند كه به اين شكل ببيند. اما اگر مطلب جايى براى طنز نداشته باشد چه؟ آيا درست است كه وقتى مى شود با يك تصويرسازى مناسب كارى را ارائه كنيم، را پيچيده كنيم و به يك كاريكاتوريست سفارش بدهيم. به واقع ما در مورد جايگاه حذف شده تصويرساز صحبت مى كنيم كه باعث شده تمام بار به گردن كاريكاتوريست بيفتد و كاريكاتوريست هم درست و يا غلط نگاه خودش را دارد كه خيلى وقت ها نمى تواند كار تصويرسازى را انجام بدهد.
نيستانى: جايگاه تصويرسازى در مطبوعات ما سست شد به دليل اينكه امكانات عكاسى ديجيتال به وجود آمد و عكاسان خيلى خوبى وارد اين حرفه و مطبوعات شدند. دوره اى بود كه هم امكانات چاپ مطبوعات در روزنامه ها خيلى ضعيف بود و هم اينكه عكاسى كار خيلى به صرفه اى نبود و تعداد عكاسان خيلى زياد نبود. با آن شرايطى كه روزنامه يا مجله بسته مى شد خيلى مشكل بود كه يك نفر عكاس را براى تهيه عكس بفرستند. آرشيو نبود، اينترنت هم وجود نداشت. از وقتى كه امكانات چاپ بهتر شد، دستگاه هاى چاپ خيلى بهتر شدند، امكان چاپ رنگى به وجود آمد. دوربين هاى ديجيتال آمدند كه شما به سرعت مى توانيد درباره هر موضوعى عكس تهيه كنيد. اينها امكاناتى بود كه جا را براى تصويرسازى تنگ كرد. يك دوره اى به تصويرسازى بيشتر از آن حدى كه بايد بها داده شد، به خاطر اينكه عكاسى ضعيف بود و حالا كه عكاسى قدرت گرفته و جايگاه خودش را پيدا كرده به هر حال تصويرسازى تحت الشعاع قرار مى گيرد. الان مطالبى كه با عكس قابل بيان نيستند يا خود مطلب يا ويژگى هاى صفحه ايجاب بكند يا به هزار و يك علت ديگر بايد به دنبال تصويرسازى رفت نه فقط به خاطر كمبود امكانات. الان بهترين وقت براى تصويرسازى است. من اعتقاد ندارم كاريكاتور هنرى است كه شأنى بالاتر از تصويرگرى دارد، من فكر مى كنم تصويرسازى خوب جايگاه خيلى بالايى دارد. همان طور كه عكاسى خوب، همان طور كه گرافيك خوب. همه اينها در جايگاه خودشان ارزشمند هستند و بايد بتوانند يك مجموعه در خدمت همديگر باشند. من در روزنامه ها متأسفانه كار تصويرسازى بسيار كمى مى بينم. نبايد به كاريكاتوريستى كه عادت كرده مستقل فكر كند و حرف خودش را بزند مجبورش كنند كه براى يك مطلبى كه شايد هيچ علاقه اى هم به آن ندارد و با آن ارتباط هم برقرار نمى كند، تصوير آماده كند.
كريم زاده: من هم با صحبت هاى آقاى نيستانى موافقم. آن بخشى كه كاريكاتوريست ها، بحق يا نابحق جانشين تصويرسازها شده اند، اگر بخواهيم دليل آن را بررسى كنيم به نظر من حرفه تصوير سازى براى اربابان جرايد جا نيفتاده و فكر مى كنم اگر در دوره مطبوعات دوم خرداد شكل نمى گرفت هنوز هم به كاريكاتور نقاشى مى گفتند. ولى خوب اين جا افتاد و فكر مى كنم كه تصوير سازها شايد به موازات كاريكاتوريست ها وارد مطبوعات مى شدند. به هر حال بايد حرفه آنها به صورت تخصصى شناخته مى شد كه نشد. از طرفى كاريكاتوريست ها مجبور شدند كه تصوير سازى كنند. بعد از مسائل حقوقى و پيگيرى هاى قضايى كه براى روزنامه ها پيش آمد مسئولان روزنامه ها چندان راضى نبودند كه يك تصوير باعث به دادگاه رفتن آنها بشود و از اين قبيل مشكلات. بنابراين كاريكاتوريست ها را سوق دادند به جهتى كه تصاوير بى خطرى خلق كنند كه كم كم با تعطيل شدن ستون كاريكاتور در روزنامه ها كاريكاتوريست ها چاره اى جز تصوير سازى نداشتند.
شيخانى: من البته با اين نظر چندان موافق نيستم. امروزه مديران روزنامه   هاى ما كسانى هستند كه اكثراً تجربيات خود را در مجلات به دست آوردند و ما در مجلات تصويرساز داشتيم. ولى چرا وقتى به روزنامه مى  رسيم، تصويرسازى كم رنگ مى شود.
نيستانى: اولاً من فكر مى كنم سوق داده شدن كاريكاتوريست ها به طرف تصويرسازى روزنامه ها صرفاً به اين علت بود كه كاريكاتوريست ها را در روزنامه به عنوان نقاشان روزنامه مى شناختند، اربابان جرايد امروز تصورشان از كاريكاتوريست نقاشان روزنامه است و فكر مى كنند همان طور كه اين طراح مى تواند كاريكاتور بكشد، مى تواند تصويرسازى هم بكند. حتى اگر آگهى هم بدهند مى تواند بكشد و همه اينها را در يك راستا مى بينند و تفكيك شده نمى بينند. بعد اين كه تصويرسازى در مطبوعات ما قدمت خيلى زيادى دارد و قله هاى خيلى بلندى هم دارد. من فكر مى كنم، تصويرسازى بعد از انقلاب يك دوره اى اوج گرفت و آن هم با مجله فيلم و مجله صنعت حمل  و نقل بود كه اين دومى كه هيچ ارتباطى هم با مقوله هاى هنرى نداشت، مى توانست عده اى از هنرمندان را جمع كند و به آنها فضاى كارى بدهد. خصوصاً كه يك مدير هنرى خيلى خوب وجود داشت.در سال ۶۷-۶۶ فكر مى كنم آقاى مهندس غلامرضا معتمدى به عنوان مدير هنرى مجله شروع به فعاليت كرد و فقط هم مدير هنرى بود. حداقل اين بود كه كارها را رد مى كرد و هر كسى كارى را نمى توانست چاپ كند.
شيخانى: من مى توانم مثال هاى ديگرى هم بياورم. مثلاً سال هايى كه مجموعه نشريات سوره منتشر مى شد، تصويرسازى هاى خوبى داشت. كارهايى كه در آن دوره در فارابى انجام مى شد، تجربه هاى بسيار خوبى بود. مجموعه تصويرسازى هاى خوبى را سوره در آن دوره معرفى كرد. ولى اين تجربيات به روزنامه ها كشيده نشد.
نيستانى: روزنامه كيهان روزنامه اى است كه به علت سابقه زياد روال طبيعى خودش را طى كرده ولى روزنامه هاى ديگر در يك محدوده زمانى كوتاه به تعداد زياد شكل گرفتند. اين كه چرا كاريكاتوريست ها فضا پيدا كردند، چون يك بخشى از مديران روزنامه ها واقعاً شناخت داشتند. يك بخشى چشم و هم چشمى بود، بعد مد شد، بعد مردم استقبال كردند و دنبال خواست مردم رفتن بود، رقابت بود. همه اينها باعث شد كه كاريكاتوريست ها پر و بال پيدا كنند. در مقطع خيلى كوتاه در دوره خاص زمانى كه روزنامه ها فعال شدند ديگر تصويرسازهاى استخوان دارى نيامدند براى روزنامه ها تصويرسازى كنند و طبيعتاً نسل جديدى وارد كار شدند.
شيخانى: تصويرسازها در حوزه كار گرافيك فعاليت مى كنند.
نيستانى: البته بايد مسئله را به اين شكل هم ديد. تصويرسازى يك ارتباطى با دنياى گرافيك دارد. گرافيست بين تصويرسازى براى روزنامه يا مجله و تصويرسازى براى كتاب و يا حتى كار پردرآمدتر ديگرى حق انتخاب دارد و هر وقت بخواهد مى تواند از فضاى پر تنش و تشنج مطبوعات دور شود. تصويرسازهاى موفق سعى مى كنند به سمت كارهايى كه مى پسندند بروند. كارهايى كه هم پول بيشترى در آن هست و هم اطمينان خاطر بيشترى دارند. كاريكاتوريست ها جنس كارشان مطبوعاتى است. با اين همه آنها هم به دنبال شرايطى رفتند كه تنش و مشكلات كمترى داشته باشند با وجود اين همه كاريكاتوريست فعال باز هم وقتى نگاه مى كنيم، مى بينيم در مطبوعاتمان همان چند نفر محدود فعال هستند كه به ۱۰ نفر هم نمى رسند. كاريكاتوريست ها عموماً راه هاى ديگرى پيدا كرده اند، مثلاً به مسابقات خارجى كار مى فرستند تا در مقابل كارى كه مى كنند به دلار جايزه بگيرند. اين كار را مى كنند تا هم كاريكاتوريست بمانند، هم درآمد داشته باشند و هم دنبال دردسر نروند.كاريكاتور، كارتون مطبوعاتى و تصويرسازى مطبوعاتى در اين ميان چه تعريفى پيدا مى كنند؟ كريم زاده: يك هنرمند تصويرساز وظيفه اش اين است تا مطلبى كه در اختيار او گذاشته مى شود را به بهترين شكل منتقل كند، در اصل او رابط بين نويسنده و مخاطب است. كاريكاتوريست در همه جاى دنيا يك فرد صاحب فكر است. او مجله يا روزنامه اى را انتخاب مى كند كه با فكر و نظرش همسو باشد. اين طور نيست كه يك روزنامه كاريكاتوريستى را استخدام كند و از او بخواهد تا با جريان روزنامه همسو شود.

به نظر شما تصويرساز بايد در خدمت نويسنده باشد و فقط انتقال پيام كند يا نظر خود را نيز مى تواند در
تصويرسازى اعمال نمايد؟

كريم زاده: به نظر من تصويرساز بايد به طور كامل در خدمت نويسنده باشد وظيفه او كاملاً تعريف شده است و اگر بخواهد نظر خود را در تصوير بيان كند ارتباط مناسبى ميان متن و تصوير برقرار نخواهد شد.

ولى ما نمونه هايى مى بينيم كه در آنها بدون اين كه به ديدگاه نويسنده ضررى وارد شود تصويرساز بيان خود را هم دارد. مثلاً نمونه هاى خارجى مثل «براد هالند» هم بيان خودش را دارد و هم در خدمت مطلب است.
شيخانى: در كار هاى براد هالند اتفاقى كه افتاده اين است كه آن قدر مطالب را در خودش حل مى كند كه در تصويرسازى آن را دوباره باز مى پروراند، انگار خودش آن را نوشته است و خودش آن را ساخته و باعث مى شود كه تصوير با مطلب در هماهنگى كامل باشد.
نيستانى: در مورد تصويرسازى بايد زيركى و هوش تصويرساز را هم در نظر بگيريم. نمى گويم كه تصويرساز انديشه شخصى خودش را در مورد موضوع وارد كار تصويرسازى كند اما تصويرسازان زيرك و تيزهوش يك جاهايى نظر خودشان را هم با زيركى و بدون ايجاد هرج و مرج در تصوير داخل مى كند. ديگر اين كه تصويرسازى براى يك مقاله اجتماعى با تصويرسازى براى يك شعر كودك و يا يك داستان خيلى متفاوت است. شما حق داريد اگر زيرك باشيد يك جاهايى اعمال نظر هم بكنيد و چارچوب ها را هم بشكنيد. اين يك روند طبيعى است تا تصويرسازان زيرك و خوب و توانا شناخته شوند.

•آيا بايد يك مخاطب عادى بتواند كارتون (كاريكاتور) و تصويرسازى را در روزنامه از هم تفكيك كند و آيا اين وضعيت كه ما در آن هستيم به اين شكل هست؟
نيستانى: بله بايد بتواند، ولى الان اين گونه نيست و آن هم به خاطر اين كه ما بعد از سال ها رسيديم به فضايى كه بتوانيم كار روزنامه اى بكنيم كه داراى فضاى خاص ويژه اى است. وقتى فضاى آن باز شد همه به سمت روزنامه ها گرايش پيدا كرديم و در همين حال مثلاً من كه سال ها سابقه تصويرسازى به سبك خودم داشتم خيلى برايم تغيير روش دادن سخت بود تا آنها كه از اول روزنامه اى كار مى كردند.به علاوه دوران آن هم نبود كه هر كسى نظر خودش را هم خيلى واضح و آشكار بيان كند در نتيجه ما يك تعريف جديد از كاريكاتور اديتوريال با توجه به شرايط سياسى خودمان پيدا كرديم.

به نظر مى  رسد مرز كاريكاتور و تصويرسازى به اين دليل در هم آميخته شده است كه كاريكاتوريست نمى تواند بيان اديتوريال لازم را داشته باشد، در نتيجه به تصويرسازى روى مى آورد و تصويرسازى را با ويژگى هاى كاريكاتور مى سازد كه اين باعث ضعف تصويرسازى و تلفيق اين دو مى شود.
كريم زاده: چيزى كه شما مى گوييد كه بين تصويرسازى و كاريكاتور مرز مشخص نيست، شايد بيشتر تكنيكى باشد و به روش اجرايى هنرمند بازگردد كه اين هم طبيعى است، چون وقتى يك كاريكاتوريست شروع به تصويرسازى مى كند، طبيعتاً همان نوع قلم گذارى و كاراكتر را استفاده مى كند كه در كاريكاتور استفاده مى كرده.
نيستانى: اعتقاد دارم بايد كامل قابل تفكيك باشد حتى اگر شما كار تصويرسازى انجام مى دهيد، بايد جدا از آن نيز قابل درك باشد.

•چگونه مى توان تصويرسازى و كاريكاتور را از نظر تكنيكى از هم جدا كرد؟
نيستانى: بهترين راه تفكيك نظر مخاطب است.
شيخانى: وقتى يك طراحى به اغراق مى رسد تبديل به كاريكاتور مى شود ولى تصويرسازى اين گونه نيست و اگر هم اغراق داشته باشد، اغراق آن زاييده متن خواهد بود و آن اغراق به خاطر ايده و نظر اجرا كننده نبوده است.
نيستانى: كاريكاتور خيلى وسيع است. مثلاً هيچ كاريكاتور اديتوريالى به عنوان تصويرسازى براى متن قابل استفاده نيست.

•آيا مى توان گفت كه در اين شرايط تصويرسازان گوشه گيرى مى كنند؟
شيخانى: تصويرسازها گوشه گيرى نمى كنند بلكه از كار در روزنامه كمتر استقبال مى كنند. البته اين جريان دوطرفه است، يعنى سفارش دهنده ها هم برايشان به صرفه تر است تا با يك كاريكاتوريست كار كنند.
كريم زاده: در واقع كاريكاتوريست ها به مرحله اى رسيده اند كه به خاطر محدوديت ها مجبور شدند تصويرسازى كنند تا در روزنامه باشند.

•به نظر شما چقدر مديران هنرى مى توانند در بهبود اين وضع مؤثر باشند و اين آگاهى را به مسئولان در جرايد بدهند؟
كريم زاده: به نظر من اين آگاهى وجود دارد ولى نگاه مسئولان به گونه اى است كه محدودتر عمل كنند تا كمتر دچار مشكل شوند.

•در آخر با توجه به اين كه ما به تشريح وضعيت كاريكاتور و تصويرسازى در شرايط امروز و در مطبوعات پرداختيم لطف كنيد تعريفى از ايده آل ها و شرايط استاندارد لازم حاكم بر كار ارائه كنيد؟
شيخانى: اين در شرايط كاملاً حرفه اى به وجود مى آيد، يعنى ما در شرايطى قرار بگيريم كه داشتن كاريكاتور براى روزنامه كاملاً به صرفه باشد و توجيه اقتصادى داشته باشد و از طرفى ديگر كاريكاتوريست اين كار برايش يك موضوع حرفه اى و شغلى باشد. ما الان در دوره رونق مطبوعاتمان مثل چند سال پيش نيستيم. اين واقعيتى است كه با آن روبه روييم. در يك دوره اى براى داشتن ستون كاريكاتور در روزنامه ها رقابت وجود داشت، چون خريدار داشت و استقبال مى شد، ولى الان روزنامه ها در آن موقعيت نيستند. وقتى خود كاريكاتوريست ها شرايط را به گونه اى نمى بينند كه بخواهند تلاش كنند تا ستون هاى از دست رفته را به دست آورند تنها چيزى كه برايشان مى ماند همين كاريكاتورسازى هاست.
نيستانى: در واقع در آخر جنبه مادى بر همه چيز حاكم است. مثلاً تعريف كردن يك شغل جديد مثل مدير هنرى، لازم است كه شما به يك نفر حقوق بدهيد و آن آدم هم شروع به كار كند، انتخاب كند و... يك روزنامه بايد آنقدر پول داشته باشد كه از پس اين هزينه ها بربيايد.





:
:
خودم كه...: اي ول چقدر معرفت خرج كردم ...حالا پايين همين ستون رو كه ببينيد با همين اسم يه مطلب زدم به توكا برخورده ولي واقعا براي من سوال بود تكنيك توكا و مانا خيلي شبيه همه تازه اگر موضوع آشنا بودن با آثار مختلف جهانيه خوب داداشها بايد همديگرو بي خبر نذارن ديگه مگه اينكه سرشون خيلي شلوغ باشه و صله رحم كم شده باشه ...با آرزوي موفقيت برايتان
خودم كه...: سلام به همه ...
آقا يا خانم رزالين ....با اجازه..
شما فكر مي كنيد اگه به قباد و مميز و اسد اللهي و نجابتي و فلان و فلان بگي به همين راحتي ميان روزنامه مي شينن حرف مي زنن...بنده خدا ها اصلا وقت اين كار هارو ندارن ميگي نه ازشون يه وقت بگير من خودم ميرم باهاشون يه بحث حسابي راجع به كاريكاتور و تصوير سازي و ... با حضور خودت تهيه مي كنم و چاپ هم مي كنم و حق التحريرش رو هم تقديم شما مي كنم ....اين نشست بالا هم هرچي كه بود تلاشي بود براي حفظ جايگاه كاريكاتور درست يا نيمه درست ...در وسع كساني كه شروع كردند ...رابطه اي يا ضابطه اي ...حالا شما روش درست رو ادامه بديد....در ضمن من فكر مي كنم اگر مملي .كريم زاده بود حتما فارسي تايپ مي كرد ...چون هاديتونز حتما فونت فارسي داره....و بخدا سوگند من كريم زاده نيستم...
aryayi1@yahoo.com
mamali: ghezavat raje be harfamon ham bashe baraye kesayi ke hoseleye khondane in bego mago ha ro dashtand
mamali: rozalin,masale ee nis man barat ye mail e shakhsi mizanam, age sabet shod karimzade nistam chi behem midi? ye sham ya roo kam koni? yani badesh hazer mishi enghad sefto sakht roo nazar hat pafeshari nakoni? ya na hamon sham behtare chon onyeki az ma jema'at bar nemiad
rozalin: آقاي مملي (كريم زاده):

از اينكه قبول كردي ارباب جرايد جزو مردم هستند خودش يك قدم به جلو است ...
پس بگوييد آقاي والاگهر شما در مصاحبه دنبال تعريف يا تو ضيح چه بوده ايد ...فقط كش رفتن مطلب از همان هايي كه در مصاحبه حضور دارند كافي است ؟
واقعا عجب استعدادي ...با اينهمه اميدوارم اين صدا به گوش اربابان "شرق" برسد افرادي را براي مباحث فني دعوت كنيد كه در اين زمينه اطلاعات كافي داشته باشند تماشاچيان را بگذاريد به حال خودشان ....
mamali: va ama dar javabe harfaye shoma, shoma be do se mored eshare kardid ke albate sahihand, ama hameye arbabe jaraede ma shamlou va amsalehom naboodand. sohbat az aksariat hast na estesna ha...keyhan karikator ham ke aslan jozve in radebandi hesab nemishe chera ke nashrie takhasosie karikatore. harfe karimzade eshare be ghatebeye arbabe jaraed dare ke etefaghan kheili hashon jozve hamin doye khordadi ha bode va hastand. va enteghade man bishtar ham be hamon ha varede. chon ede 'aye bishtari daran. shayad shoma nadonin vali man midonam ke khode karimzade nameye besiar tondi be yeki az hamin pedarkhande haye matboatie dye khordadi nevesht va shadidan azash enteghad kard va ba'd karesh ro dar sobhe emroz vel kard. mosalaman kesi ke etegad dashte bashe doye khordad shoroe donia bode chenin barkhordi nemikone (in ghazie male zamanie ke hameye ma cartonista shadidan be poole karemon ehtiaj dashtim) mosalaman khode karimzade behtar mitone pasokhgo bashe ama man chon khodam yechizae harchand kochik didam o tajrobe kardam ehsas kardam bayad tozihati bedam. gharaz in bod ke rozaline nazanin, che basa to va karimzade dar kheili chiza hamaghide bashin ama lafze eshtebah ya eshtebah dar fahme lafz baese in masale shode bashe pas hamontor ke goftam enghadr bi enetaf barkhord nakonim
mamali: azize delam, man karim zade nistam. age doost dari injoor fekr koni eshkali nadare, ehtemalan nefrati ke be har dalil az hasan dari baes mishe be jaye javab dadan be harfe man donbale jostejoye hoviatam bashi. man estefade az hoviate jali baraye tohin ro kheili bad midoonam ama age deghat karde bashi man kochektarin tohini be shoma nakardam, etefaghan amadegie kamel daram ke hoviate vaghemo fash konam va beshinim ba ham sohbat konim chon ebayi az ebraze nazaram nadaram, age jayi ham ehsas konam mantege shoma ghavitare mosalaman mipaziram chon shahamatesho daram. age mibini ba esme mostar miam aslan babe meilam nis, motasefane mibinam dar in site baraye mason mondan az badobirahaye adamaye bijanbe va soestefadechi bayad khod ro makhfi kard be alave ke tarafe bahs ham name mosta'ar dare.
in esrare eshtebahe shoma takidi bar harfe ghablie mane: hameye ma eshtebah mikonim, kash bar eshtebahate hamdige narmesh neshon bedim
rozalin: آقاي مملي

شما قطعا كريم زاده هستيد اما خجالت ميكشيد اشكالي ندارد پس بشنويد :
آيا ارباب جرايد جزو مردم نيستند ... شما كه ادعا ميكنيد دوم خرداد اگر نبود ارباب جرايد فرق نقاشي و كاريكاتور را نمي فهميدند بگوييد
آقاي نيستاني چه موقع با نشريه اي كه احمد شاملو بقول شما ارباب آن بودند همكاري داشتند ....
كيهان كاريكاتور چه زماني شروع به كار كرد ..آقاي صادقي از چه موقع با اطلاعات كار مي كردند و... اينها كه گفتم تازه بعد از انقلاب است .....كريم زاده دو تا جمله توي اين نشست داشته كه آنها را هم كش رفته است ...
متاسفم كه اربابان جرايد اجازه ميدهيد افرادي به عنوان تماشاچي توي اين مصاحبه ها شركت كنند و عكس بياندازند كه اصلا حرفي براي گفتن ندارند ... ايشان دو تا جمله حرف زده يكي در تاييد حرف هاي آقاي نيسناني و آن يكي هم نقل قول از شيخاني اگر غير اين است بفرماييد كدام است ..
بر ميگردم از روزنامه شرق مي پرسم :

روزنامه شرق براي پر كردن صفحات هنري خود اين توانايي را دارد كه از آدم هاي فرهيخته بهره ببرد نه از آناني كه هنوز در روياي خرد ورزي بسر مي برند ...
ضمنا تا كي آقاي كريم زاده مي تواند با نام مستعار مملي ادامه دهد ...
mamali: rozalin, man rabte khasi be karim zade nadaram_hamkarim_ fekr ham nakonam harfe badi zade basham hataa nagoftam bahat mokhalef ya movafegham (ye jahayi movafegh ham hastam) faghat goftam ke eterazet ro maghale kon, in ke tavanaeesh ro nadari bahse digeie be alave , dar hamin ebaaati ke avordi karim zade gofte" ARBABE JARAYED be karikator naghashi migoftand. hatman ma'nie arbabe jarayed ro midooni va midooni ke baa MARDOM yeki nist? manzoor sardabir ha va modir masooline , man be onvane kesi ke khodam ham ba in matboaat saro kar dashtam einan didam ke na tanha oon moghe, hamin alanesh ham kheili az modir masolin va sardabir ha farghe naghashi va karikator ro nemifahman. man in eshtebahe shoma ro dar fahme matne karimzade aslan bozorg ya faje nemibinam ye eshtebahe ke momkene baraye harkas pish biad ey kash shoma ham nesbate be eshtebahate digaran ye kam narmtar barkhord mikardid va enghadr ghazabnak nemishodid va fekr mikardid momkene _mesle hamin mored_ baraye khodeton ham pish biad. movaffagh va salamat bashi
مموس: بابا بي خيال >اينجا چه خبره فقط جاي يه دشنه تو دل سايت كمه > يه جلسه بحث و گفتگو هر چقدر هم غلط ديگه اين همه داد و هوار نداره كه > بابا ايها الناس من به كي بگم منتقدها !كاريكاتوريست ها! هنري ها ! برين كاراتونو قوي كنين >ايران حالا حالا ها طراح و كاريكاتوريست و تصويرساز و گرافيست و نقاش و ...(البته از نوع حرفه ايش ) مي خواد> با يه صلوات تمومش كنين ديگه!!!
mamos: امروز براي اولين بار بود كه اومدم سايت هادي تونز>
وبرام خيلي جالب بود ديدم ملت(عزيزان كاريكاتور ساز و كاريكاتوربين)چگونه با هم سر و كله مي زنند>واقعا يك منصب مسابقه اي هر چقدر هم بزرگ ارزش اين همه كل كل كردن را دارد؟
منصبي كه بعد از همه برو و بيا هاش بازم به آدم(اينجا منظور داوران مسابقه هستند)انگ پارتي بازي (زبانم لال ما كه در دوسالانه هاي پيش اثري از ناداوري و فاميل بازي و رفيق بازي وبرادر بازي و شاگردبازي و...نديديم!)بزنند.
rozalin: اقاي مملي

ما در حد واندازه همين قدر كلكل كردن هستيم مقاله نويسي پيشكش شما كه بنظر ميرسد يكجوري به كريم زاده وصلي به جاي اين جيزا بگو حرفي كه زده شده درست است يا نه ؟
ظمنا پيشنهاد ميكنم كريم زاده به جاي شما جواب بدهد او كه احتياج به اسم مستعار ندارد ..

شرق بخواند:

حرفي كه زده شده از دهان كسي تراوش كرده كه فكر ميكند آغاز جهان دم خرداد است . به بينيد چه راحت به خرد جعي مردم توهين مي كند ايشان معتقد است اگر نشريات دوم خرداد نبودند مردم به كاريكاتور نقاشي مي گفتند به اين حرف هاي او توجه كنيد :

كريم زاده: " .....به نظر من حرفه تصوير سازى براى اربابان جرايد جا نيفتاده و فكر مى كنم اگر در دوره مطبوعات دوم خرداد شكل نمى گرفت هنوز هم به كاريكاتور نقاشى مى گفتند. . . .. "

من چيزي در اين باره نمي گويم فقط قضاوت بفرماييد اجازه دادن به انعكاس چنين مطالبي در روزنامه شرق مجاز است ؟



: Be hame MA Komak Kone Ke sare Aghl Biaim
: KHodayMehraboon
mamali: rozalin e aziz, zaheran to manteghi baraye radde harfaye karim zade dari, chera baraye in ke shaebeye tohin be vojod nayad nazarateto be sorate yek maghale neminevisi va be haditons erae nemikone ? fekr nemikoni in kheili moaser tar az kalkal kardan va yekjoor tahdid be efshagarie:" agar aghaye karimzade javabi darand bedahand vagarna majboor mishavam ke ..." motmaennam age shoma maghale mostadal va elmi dashte bashid haditonsi ha esteghbal mikonan va dige lazem nist ba esme mosta'ar comment begzarid ya nachar shid ez'har nazar darbareye shakhsiate karimzade va na harfesh bekonid chon injor in shobhe be vojod miad ke shoma mitarsid ba esme khodeton comment begzarid ta mabada digaran ham hamon harf ro darbareye khodeton bezanand ke: felani aslan dar hadi nist ke bekhad darbareye in masael nazare karshenasi bede! pas behtare hamon jor ke goftam nazare mokhalefemon ro be shekle elmi dar ghalebe maghale, dar radde nazare hamdige bedim
rozalin: هاديتونز بخواند:

اولا توهين كردن تعريف دارد اگر بگوييم آقاي كريم زاده در اندازه هاي نقد هنري مسايل فني كاريكاتور وهنر نيست توهين حساب مي شود ؟ در همين مصاحبه ايشان مي فرمايند "كاريكاتوريست ها ناچارا به خاطر محدوديت ها مرحله اي رسيده اند كه به تصوير سازي رو آورده اند "
خوب اگر بگوييم فرضا همين براد هلند كارتون هم مي كشد ايشان از روي محدوديت اين كار را ميكند ؟ در آمريكا كه محدوديت وجود ندارد ؟ اين چه حرفي است اكثر كاريكاتوريستها تصويرگر هم ميشوند و بر عكس هم هست حتي بسياري از نقاشان بزرگ هم تصوير سازي ميكنند .....به اين جمله او دقت كنيد :

كريم زاده: به نظر من تصويرساز بايد به طور كامل در خدمت نويسنده باشد وظيفه او كاملاً تعريف شده است و اگر بخواهد نظر خود را در تصوير بيان كند ارتباط مناسبى ميان متن و تصوير برقرار نخواهد شد.

اين شايد يكي از بديهي ترين تعريفي است كه وجود دارد كه البته قبل از ايشان چند سطر بالاتر آقاي شيخاني به آن خيلي بهتر اشاره كرده بود ملاحظه فرماييد :

.
شيخانى:
من مطلب را به اين شكل مى بينم، تصويرساز در خدمت نويسنده متن است. به نظر من تصويرسازى در خدمت مطلب است و كمك مى كند كه فضاى بصرى مناسبى براى ارائه مطلب ايجاد بشود، بنابراين اگر هم نظر مخالفى نسبت به مطلب دارد، نبايد آن را در تصورسازى دخيل كند. وظيفه تصويرساز ايجاد فضاى بصرى مناسب براى مطلب و كمك به گرافيستى است كه مى خواهد آن مطلب را ارائه كند تا فضاى خوبى براى خواننده ايجاد بشود. "

خوب حالا هنر كريم زاده براي حضور در اين مصاحبه چيست نمي دانم .....
اگر آقاي كريم زاده جوابي دارند بدهند در غير اينصورت مجبورم در روزهاي بعد بقيه نظرات ايشان را كه از يك نگاه سطحي به مسايل هنري ناشي مي شود بگويم
حالا گروه هاديتونز
آيا اين حرف ها توهين به ايشان است ....چون جزو گروه هاديتونز است .....

يادتان باشد پاك كردن دردي را دوا نمي كند ...


علی: دوستان محترم هادیتونز ، میدونم تحمل این همه نامهربونی سخته . اما خواهش دارم به کارتان ادامه بدهید و از رفتارهای یک سری افراد نادان و قدر نشناس که در هر صورتی تهمت ها و بدبینی های خود را نثار شما و خانه کاریکاتور می کنند دلگیر نشوید.
هادی تونز:
مخاطبان عزیز "هادی تونز"؛
فضای حاضر با تلاش و صرف هزینه های مادی و معنوی فراوانی فراهم شده است که به دلیل عشق گردانندگان سایت به هنر کاریکاتور صورت می گیرد.
بخش کامنت ها نیز برای تبادل نظرات سازنده تعبیه شده و هدف از ایجاد آن ابراز نظرهای مناسب و اصلاح گر نسبت به آثار و مطالب مختلف است.
متاسفانه برخی، بدون در نظر گرفتن این موارد اقدام به انتشار کامنت هایی می کنند که جز ساختن فضای تشویش و اختلاف افکنی و گاهی استفاده از واژه های توهین آمیز به اشخاص حقیقی و حقوقی، نمی توان هیچ نکته آموزنده و سازنده ای را از آن دریافت.
لذا ضمن احترام برای تمامی کسانی که وقت خود را جهت درج کامنت ها صرف کرده اند، نظرات حاوی توهین را پاک می کنیم. در این میان شاید کامنت هایی باشند کخ حاوی توهین نیستند اما پاسخی هستند به آن دسته از کامنت های توهین آمیز که چون آن دسته را حذف می کنیم، ناگزیر پاسخ آن دوستان محترم را نیز از روی سایت برمی داریم و امیدواریم که بر ما ببخشند.
هدف علاقه مندان به کاریکاتور باید تلاش جهت ارتقای کلیت این هنر ارزشمند در ایران باشد؛ بنابراین خواهشمندیم با کامنت های اختلاف افکن و پرداختن به حواشی به جای توجه به اصل موضوع و متن جریانات، فضای یاس آلود و تیره ایجاد نکنید.
با تشکر و احترام

yek cartoonist: vaghti comment ke mitoone vasileye ebraze nazar bashe mahmele oghde goshae o mozakhraf goftano tohin be kesani mesle neyestani beshe hamon behtar ke pak she ya aslan nabashe
کامران علوی:
خنده داره ولی هر بار که سر میزنم کامنتها کمتر میشه!
شاغلام(ملقب به استاد عوام): قربانت برم - فدات شم احتمالا اول مهر بوده خواستن پاكن جديدشونو امتحان كنن.
گل آقا(قب ره): غلومي همه نوشته ها پاك شده كه ؟
نیما ناجی: استاد عزیز توکا نیستانی من هم با نظر اقای محمدی موافقم بعضی از کامنته اینقدر بی منطق و توهین امیزند که بهتر است ادم پاسخی به انها ندهد بگذارید اقایان به حال خودشان باشند و با قایم شدن پشت اسم این و ان عقده گشایی کنند من معتقدم توکا نیستانی علاوه بر قدرت تکنیک و قوت مضمون در اثارش از فکر باز و استدلال واقع بینانه ای بر خوردار است وخوشحالم که از وجودش در شورای برنامه ریزی و هیات انتخاب اثار استفاده شده
kazerooni: هاديتونز بايد براي پاك كردن همه كامنت هاي فله اي عذر خواهي كند.
ولي جالب است كه كامنت هاديتونز هم پاك شده است اين ديگر جزو عجايب است ...
شاملو انسان بزرگي است و اگر كسي اورا دوست نداشته باشد چيزي از ارزش هاي او كم نمي كند ولي فراموش نكنيد هر كس آزاد است براي خودش اعتقادي داشته باشد ...ولي يك گاف بزرگ دادي آقاي كيانوش و آن گذاشتن اسم ديواندري كنار درمبخش و محصص است اداي آدم هاي كودن را در آوردي در صورتيكه اينطوري نيست شما آدم با شعوري هستيد ....
sara: aghayan touka / hassan /mehrdad
koli matlab gereftam az bahse zibatoun
moteasefam mbara kasani ke inghadar birabt chizhai ro be ham mibafand
vaghte shoma gernghadrtar az in ast ke khodetan ra dargire in harfhaye cheep bokonid
bazam mamnoun

massoudei: harfe khanoume marjan be nazaram kamelan manteghi ast
afarin be in deghate nazar
kazerooni:
گروه هاديتونز
مي توانيد باز هم كامنت مرا پاك كنيد ...ولي مطمئن باشيد از كاري كه ميكنيد نفعي نمي بريد كسي كه توهين نميكند و فقط ميگويد اين واژه من درآوردي "كاريكاتور سازي" چه است آيا مرتكب عقده گشايي شده يا توهين كرده .... و اگر خواهش مي كنيم براي اين وازه استثنايي بر وزن تراكتور سازي آقاي عمران صلاحي مطلبي بنويسند توهين است ....
پس مي رسيم به آقاي شيخاني و كريم زاده ...فرض كنيم گفته باشيم مثلا بجاي اين آقايان اگر قباد شيوا يا از مميز دعوت ميشد جلسه پر بار تر بود دچار عقده گشايي شده ايم ...خدا به شما صبر بدهد شما غصه سايت هاي ديگر را نخوريد همين جا را درست كار كنيد بقيه را خودشان مي دانند ضمنا اين نحوه جواب دادن در شان يك سايتي مثل هاديتونز نيست كه مخاطبين آن اكثرا آدم هاي با فرهنگي هستند مثل خود شما ... موفق باشيد. ضمنا بايد از فله اي پاك كردن دست بر داريد كسي نگفته پاك نكنيد اما نه فله اي ....
marjan: bebinam shoma vaghan tafavoti beyne teknik haye mana va touka nemibinid???!?!?!
agar in joorie pas hamoon behtar ke too heyate entekhabe asar gharar nagereftid!!!!shoma hanooz nemitoonid tafavot haye in chenini ro az ham tashkhis bedid bad shekayat ham darid ke chera shomaro entekhab nakardan????l
mohammadi: aghaye neyestani ba tamame = eradati ke be shoma daram bayad arz konam kheili sadeh ba chand comment ke hata jorate onvan kardane esmeshan ra ham nadarand nabayad in jayegah ra dodasti be anha taghdim konid
jedan chand nafar mesle shoma dar hiteye caricature mamlekat darim
shoma az chehrehaye besiyar matrah iran hastid va khoshhalam ke majmoei ke be entekhabe asar mipardazand hamegi mesle shoma az asatide khoube irani hastand
doustane honarmandi mesle aghaye ziai ya khanoume anjomrouz va...
az chehrehaye barjesteye in marzo boumand vali agar be democracy moataghed bashim va bedanim mani an chist bayad bepazirim ke in azizan ray nayavordand
vali nokteye mohem injast ke hameye in honarmanadani ke agha ya khanoume khodam ke.. az anha esm bordand dar dosalane hozour peyda kardaeand va nameshan dar list sherkatkonandehast
vaghaean maye tasof ast ke kasi bekhahad khod ra sokhangoyee anha bedand vali dar amal baese tanesh dar in rouydade moheme beinolmelali shavad
ostade geramiyam hozoure shoma samareye salaha zahmat va hozoure moaser dar caricature in mamlekat ast,va poshtovane ghavi baraye dosalane caricature iran
kash yek jo ensaf dar harfhaye kasani ke comment binam migozarand bashad
touka: agar gharar bood az in miz'e gerdha be nani resid ta alan ke 45 sal daram resideh boodam, agar fayedeh'ee dar in sohbat-ha nemibinid taghsir'e man nist ke davat shodeh boodam va mamoolan az in davat-ha esteghbal mikonam va az sohbat kardan lezat mibaram! dar mored'e tafavot beyn kar'e man va mana ham agar karshenas bashid az zamin ta asman ast! agar doostani ke nam bordid dar jam'e hey'ate entekhab'e asar nistand be khater'e in ast ke ray nayavordand! ba in vojood harkodam az kesani ke nam bordid )menjomeleh khodetan) agar bekhahid man ba kamal'e meyl jayam ra taghdim mikonam
بازم خودم كه...: رزالين غصه نخور ، كاريكاتوريست تو هم غصه نخور
گروه هاديتونز ، يه سايت داره واسه خودشه قرار نيست كه تبليغ شمارو بكنه يا بر ضد خودشون مطلب بذاره ..نه انصافا شما بوديد اين كار رو مي كرديد
من كه حاضر نبودم بر عليه خودم كامنتي رو توي سايت خودم ببينم ...
راستي يك سوال تفاوت تكنيكي آثار توكا و مانا چقدر فاحشه كه حتما هر دو بايد در تيم انتخاب آثار دوسالانه باشند ولي يه كسي مثل علي درخشي يا مسعود ضيايي يا محمد علي خلجي يا سپيده انجم روز يا عباس تبريزي يا فيروزه مظفري يا حسين كشتكار يا كامبيز درمبخش يا سيامك صفري يا خيلي هاي ديگه كه نماينده تكنيكي از اونا توي تيم نيست بايد در حاشيه بمونن ...راستي خودمم يادم رفت
خودم كه...: سلام
اين ميزگردها خيلي خوبه ولي براي كي...
وقتي به آخرش ميرسي هيچي نداره .تصوير ساز كاريكاتوريست گرافيست اينها فقط واژه ها هستند
مهم ارتباط و مخاطبه اين ميز گردها به نظر من تلاش براي اثبات "اين كه مي بينيد منم" مي باشد . تلاش براي اينكه نامي باشد شايد به مقامي برسد....ونهايت ناني رسد...اي ول عجب شاعرانه شد...
شاغلام(ملقب به استاد عوام): قربانت برم - فدات شم پاچه شما سفيد بود آدم لذت ميبرد از زدنش.
گل آقا(قب ره): غلومي چند بار بگم بابا يكم روبط عمومي داشته باش بلاخره بايد كمي هم هوا رو داشت به اصطلاح امروزيش پاچه زد . يادمه قديم نديما خوب پاچه منو ميزدي .

نظرات شما پس از مشاهده توسط مدیر سایت منتشر خواهند شد.


نام:

ایمیل:

وب سایت:


متن پیام:








گوسفند متفکر!/ کارتونی از محسن ظریفیان 1388-11-18 A cartoon by Mohsen Zarifian
بازی با حلقه دار/ کارتونی از مرتضی خسروی 1388-11-18 A cartoon by Morteza Khosravi
آزادی بیان/ کارتونی از محمدعلی خلجی 1388-11-17 A cartoon by Mohammad Ali Khalaji
خوشه بندی یارانه ها/ کارتونی از حسام فطرتی 1388-11-17 A cartoon by Hesam Fetrati



خوشه بندی یارانه ها برچیده شد/ کارتونی از جمال رحمتی 1388-11-20 A cartoon by Jamal Rahmati
ریشه کنی/ کارتونی از حسین صافی 1388-11-20 A cartoon by Hossein Safi
آنتی خشونت/ کارتونی از هادی حیدری 1388-11-20 Anty violence/ a cartoon by Hadi Heidari
گوسفند متفکر!/ کارتونی از محسن ظریفیان 1388-11-18 A cartoon by Mohsen Zarifian
بازی با حلقه دار/ کارتونی از مرتضی خسروی 1388-11-18 A cartoon by Morteza Khosravi
آدم دودی/ کارتونی از علی درخشی 1388-11-18 A cartoon by Ali Derakhshi
آزادی بیان/ کارتونی از محمدعلی خلجی 1388-11-17 A cartoon by Mohammad Ali Khalaji
پیشتازان فضا/ کارتونی از کیوان زرگری 1388-11-17 A cartoon by Keyvan Zargari
خوشه بندی یارانه ها/ کارتونی از حسام فطرتی 1388-11-17 A cartoon by Hesam Fetrati
افزایش قیمت طلا و نفت در کارتونی از جمال رحمتی 1388-11-17 A cartoon by Jamal Rahmati